تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
در خم زلف تو آويخت دل از چاه ز نخ * آه كز چاه برون آمد و در دام افتاد
( حافظ ) ( [ 47 ] ) . سورهء هود ، آيهء 75 : زيرا ابراهيم بردبار و نرم‌دل و بازگشت‌كننده [ به سوى خدا ] بود . ( [ 48 ] ) . حجابى را گويند كه سبب وصول مشهود شود ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 6 ضميمه ) . حجابى را گويند كه سبب وصول شهود شود به واسطهء اجتهادى كه بنمايد ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 568 ) . حجاب را گويند كه سبب و مانع وصول شود به واسطهء اجتهاد كه از سالك بماند . ايضا ابر پردهء جلال وحدت را گويند كه حق سبحانه بدان از نظر محتجب است . زلف را گويند ، زيراكه مانند ابر بر روى سايه افكند . ايضا ابر موى خط سبز روى را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، صص 67 و 203 ) .
ابر آذارى برآمد باد نوروزى وزيد * وجه مى مىخواهم و مطرب كه مىگويد رسيد
( حافظ )
تا نگريد ابر كى خندد چمن * تا نگريد طفل كى نوشد لبن
( مولوى ) ( [ 49 ] ) . فسوس ، حسرت ، دريغ ، كلمه‌اى است كه در وقت حسرت گويند ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء افسوس ) .
نرگسش عربده‌جوى و لبش افسوس‌كنان * نيم‌شب مست به بالين من آمد بنشست
( حافظ )
و گر كنم طلب نيم‌بوسه صد افسوس * ز حقّهء دهنش چون شكر فروريزد
( حافظ ) ( [ 50 ] ) . سرگذشت و حكايت گذشتگان باشد ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء افسانه ) .
چه نقش‌ها كه برانگيختيم و سود نداشت * فسون ما بر او گشته است افسانه
( حافظ )
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون * نيكى به جاى ياران فرصت شمار يارا
( حافظ )
گرچه ايشان در صلاح و عافيت مستظهرند * ما به قلّاشى و رندى در جهان افسانه‌ايم
( حافظ )
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 61 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى