آنچه نپسندى به خود اى شيخ دين * چون پسندى با برادر اى امين
( مولوى )
گواهى امين است بر درد من * سرشك روان بر رخ زرد من
( سعدى )
( [ 33 ] ) . امتداد ، مدّ و كشش ، طول ، امتداد داشتن ، ممتدّ شدن و استمرار داشتن .
( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء امتداد نفس رحمانى )
( [ 34 ] ) . حديث نبوى ( غزالى ، احياء العلوم ، ج 3 ، ص 153 ) . نيز با كمى اختلاف ر . ك :
سفينة البحار ، ج 1 ، ص 53 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 541 . مولوى گويد :
آنكه يابد بوى رحمن از يمن * چون نيابد بوى باطل را ز من
مصطفى چون بوى برد از راه دور * چون نيابد از دهان ما بخور
( [ 35 ] ) . تعلّق دقيقهء ربوبيّت كه با همهء مخلوقات پيوسته است ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 6 ضميمه ) .
تعلق رقيقهء ربوبيّت را گويند كه با همهء موجودات پيوسته است ، چون تعلّق خالقيّت به مخلوقيّت ( عراقى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 558 ) .
بوى خوش تو هركه ز باد صبا شنيد * از يار آشنا سخن آشنا شنيد
( حافظ )
با وصل جانفزايت جان را چه آشنايى * در كوى آشنايت بيگانهاى چه سنجد
( عراقى )
( [ 36 ] ) . آرزو به اصل خود به اندك آگاهى و علم به بعض از اصل مقصد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 6 ضميمه ) .
ميل است به اصل خود با اندك آگاهى و علم و به بعضى از اصل مقصد ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 554 ) .
چون چنين خواهى خدا خواهد چنين * مىدهد حق آرزوى متّقين
( مولوى )
عشق رويت رستخيزى از زمين انگيخته * آرزويت غلغلى در آسمان انداخته
( عراقى )
شايد كه به درگاه تو عمرى بنشينم * در آرزوى روى تو آنگاه نبينم ؟
( عراقى )