استمرار و امتداد وجود در ازمنهء مقدّر غير متناهى در جانب گذشته ، چنانكه ابد عبارت از استمرار وجود است در ازمنهء مقدّر غير متناهى در جانب آينده ( جرجانى ، تعريفات ، ص 9 ) .
از براى يك بلى كاندر ازل گفته است جان * تا ابد اندر دهد مرد بلى تن در بلا
( سنايى )
نااميدم مكن از سابقهء روز ازل * تو چه دانى كه پس پرده كه خوب است و كه زشت
( حافظ )
در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم
( حافظ )
( [ 12 ] ) . حافظ
( [ 13 ] ) . ازل آزال عبارت از بقاى وجود است مطلقا و آن مسبوق به عدم نيست و افتتاح آن از عدم نى ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 106 ) .
ازل ازل وجود حقّى است بىرسم رسم . ( شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيات ، ص 618 ) .
بدايت ظهور جوهر اول را كه روح اضافى است ازل ازل مىگويند ( نسفى ، مقصد اقصى ، ص 191 ) .
( [ 14 ] ) . ابديّت به معناى هميشگى و زوالناپذيرى ، بدان كه معنى امتداد حضرت الهى تحقّق و ثبات دوام حق است ؛ دوامى ازلى ابدى سرمدى كه بدايت و نهايت ندارد . . . پس ازل و ابد در تحقيق ، عبارت از اين امتداد مذكور باشند ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ص 57 . نيز ضميمهء 347 به نقل از فرهنگ غياث اللغات ) .
ابدى چيزى است كه او را آخر نباشد ( سرّاج ، اللمع ، ص 364 ) .
ابد كه در مقابل ازل است ، عبارت از آخريّتى است كه اختتام آن به عدم اضافى باشد ، . . . يعنى در حضرت الهيّت ، ازل و ابد كه عبارت از اوليّت و آخريّت اشياى موجودهاند باهمند و همه در علم او مساوىاند و ازل و ابد در آن حضرت متّحدند و در ظهور و حضور ميان ازل و ابد هيچ تفاوت نيست و تمامت وقايع و حوادث در آن حضرت به دفعهء واحده حاضرند چنانچه ايجاد " آدم " كه در ابتداى عالم بوده و نزول " عيسى " كه در آخرالزّمان است ، باهم باشند و معلوميّت يكى سابق بر ديگرى نباشد ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 106 ) .