احديّت ، اعتبار از ذات حق است با اسقاط همهء اسما و صفات و نسب و تعيّنات ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 38 ) .
شيخ ناظم - قدس سرّه - در رسالهء " حق اليقين " مىفرمايد كه قاعدهء يگانگى ذاتى كه ذات لذاته اقتضاى انتفاى غير كند ، جز هست حقيقى را نيست و اين يگانگى مسمّاست به " احديّت " كه يگانگى مجرّد بود از نسب و اضافات تا عنايتى كه منزّه بود از مفهوم اين الفاظ و از نفى مفهوم اين الفاظ و از جميع مفهومات ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 462 ) .
مقام كثرت و تفرقه را گويند كه تجدّد تعيّنات متباينه است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 67 ) .
( [ 10 ] ) . احديّت جمع عبارت از اعتبار ذات است از جهت ذات ، بدون نفى و اثبات آن بهطورىكه نسبت مقام " واحديّت " كه منشأ اسماى الهى است ، در آن مندرج مىباشد .
( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 39 ) .
اين مقام " احديّة الجمع " و مقام " محمد " است - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - كه حقيقت وحدانيّت در مظهر فردانيّت ظاهر شود كه "
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ
" . احديّت جمع ، مقام محمدى - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 98 و 379 ) .
يعنى آنكه كثرت با وى منافات ندارد ( جرجانى ، تعريفات ، ص 6 ) .
( [ 11 ] ) . ازليّت مخصوص خداوند است و ازليّت صفتى است از صفات او و آنچه را وجودش مستمر و دايم است ، و به معنى قدم ، و آنچه را اول نيست " ازل " گويند ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ضميمهء 346 به نقل از فرهنگ غياث اللغات ) .
ازل هميشه و هميشگى در طرف گذشته . ازليّت بىآغاز و ابديّت بىانجام است . ازل به معنى قدم است و ازليّت مخصوص خداوند است . ازل نامى از نامهاى خداست و ازليّت صفتى از صفات اوست . آنچه را اول نيست ازل گويند ، چنانكه ابدى چيزى است كه او را آخر نباشد . ازل عبارت است از احديّت در مجالى اسما بر وجهى كه مسبوق بر مادّه و مدت نباشد ( سرّاج ، اللّمع ، ص 364 ) .
ازل معناى قدم است ( شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيات ، ص 618 ) .
ازل عبارت است از اوليّتى كه افتتاح آن از عدم اضافى باشد ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 106 ) .