علم است كه به معبود حق دلالت كند چنانكه جامع معانى همهء اسماى حسنى باشد ( جرجانى ، تعريفات ، ص 21 ) .
به گوش جان رهى منهىاى ندا در داد * ز حضرت احدى لا إله الّا اللّه
( حافظ )
دل بسى خون به كف آورد ولى ديده بريخت * اللّه اللّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود
( حافظ )
( [ 7 ] ) . سورهء زخرف ، آيهء 84 : و اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست و هموست سنجيدهكار دانا ( اين آيه در حاشيهء نسخهء متن بود ) .
( [ 8 ] ) . احد اسم ذات است كه تعدّد صفات و نسب و تعيّنات از آن نفى شده است . . . حق تعالى احد بالذّات و واحد بالصّفات است ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 39 ) .
احد اسم ذات است به اعتبار انتفاى تعدد اسما و صفات و نسب و تعيّنات ميم " احمد " كه تعيّن محمد است ، چه امتياز " احمد " از احد به " ميم " است كه عبارت از تعيّن است ، ظاهر گشته ؛ چه مظهر حقيقى احد ، " احمد " است و باقى مراتب موجودات ، مظهر حقيقت محمّدىاند - عليه السّلام - چنانكه ذكر رفت ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 21 ) .
احد يكى از نامهاى خداى متعال است . در كلمات عارفان ، احد به اعتبار انتفاى تعدّد صفات ، اسم ذات است و اسما ، و نسبت تعيّنات است به اعتبار سقوط اعتبارات و نفى اضافات از اسما و صفات است ( تهانوى ، كشّاف ، ص 1462 ) .
وجود خداى تعالى در مكان و جهت نيست . فوق و تحت و يمين و يسار ندارد . نورى است نامحدود و نامتناهى و بحرى است بىپايان و بىكران . . . قابل تجزّى و تقسيم نيست ، احد حقيقى است و در ذات وى به هيچ نوع كثرت نيست ( نسفى ، انسان كامل ، ص 283 ) .
احد است و شمار ازو معزول * صمد است و نياز از او مخذول
آن احد نى كه عقل داند و وهم * و آن صمد نى كه حس شناسد و فهم
نه فراوان نه اندكى باشد * يكى اندر يكى ، يكى باشد
( سنايى )
( [ 9 ] ) . احديّت ، ذات را گويند و در عالم لاهوت استعمال كنند و مطلق خوانند ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 5 ضميمه ) .