اعمال ، صفات متجلّى گردد ، رضايت و سلامت يابد . اگر در كسى با برداشته شدن پردههاى صفات ، خود ذات تجلّى يابد ، در وحدت فانى شود و آنگاه او با خدا يكى مىشود و هر كارى كه بخواهد ، مىكند . و آزاد است كه به هر روشى بسم اللّه الرحمن الرحيم را بخواند . پس توحيد افعال بر توحيد صفات مقدّم است و توحيد صفات بر توحيد ذات . و به اين سه امر است كه حضرت محمد - صل اللّه عليه و آله و سلّم - در سجود خويش اشاره فرموده است . آنجا كه گويد : " من از بيم عقاب تو به بخشش تو و از بيم خشم تو به رضاى تو و از تو به خود تو پناه مىبرم . "
( [ 3 ] ) . سورهء فرقان ، آيهء 45 : آيا نديدهاى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است ؟
و اگر مىخواست آن را ساكن قرار مىداد . آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم .
( [ 4 ] ) . اين بيت كه جزء ابيات سائره است ، از ابو العتاهيه است . در شرح گلشن راز ، ص 78 ، در اين معنى آمده است : " چون به حقيقت نظر كنى ، هر ذرّه از ذرّات موجودات ، آيتى از آيات اللّه است كه دلالت بر وجود آن حضرت مىكند . "
( [ 5 ] ) . اين عبارت به صورت " الاشياء انّما تتبيّن باضدادها " و نيز " بضدّها تتبيّن الاشياء " به كار رفته كه مصرعى است از ابو الطيّب متنبّى . پديدهها به وسيلهء ضدهايشان شناخته مىشوند .
( [ 6 ] ) . اللّه اسم ذات است به اعتبار جميع اسما و صفات ، و مجموع اسما و صفات در تحت اسم اللّه مندرج است ، چه هر اسمى از اسما عبارت از ذات مسمّاست به اعتبار صفتى ؛ كالعليم باعتبار العلم و القدير باعتبار القدرة و على هذا القياس ، به خلاف اللّه كه ذات مسمّاست به اعتبار جميع صفات و اسم اعظم است و اللّه اكبر بدين معنى ناطق است و چنانچه روح و حقيقت همهء اسما اسم كلى اللّه است ، روح و حقيقت عالم ، انسان كامل است كه مظهر اسم اللّه است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 21 و 425 ) .
بدانكه ذات به وجوه متبوعه مصطلح صوفيه است و اسم اللّه نيز به دو وجه مصطلح ايشان است : اول آنكه اسم اللّه جامع جميع اسما و صفات است . دوم به اعتبار ملاحظهء او از جهت خود . چنانكه گفتيم اسم اللّه را اسم ذات الهى است كه بهطور اطلاق بر همهء اسما يا بعض يا بر هيچ فردى از آنها صدق مىكند ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 46 ) .
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٥