تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
كنايت از وحدات هفت صفت ذاتيّه باشد با وحدت جمعيّه كه ثامن وحدات باشد ؛ و واحد بودن الف به اعتبار آن هيآت جمعيّه است ، و لهذا الف اشارت است به ذات احد ، جهت مبدئيّت او جميع اشيا را در ازل آزال ، از آنكه امتداد نفس رحمانى منشأ ظهور اعيان و مبدأ حروف عاليهء بسيطه باشد كه در مرتبهء تجلّى علمى به ظهور مىرسد . چنانچه " الف رقمى " هم مبدأ ظهور ساير حروف صورت است و اين رقم هم از ذات احديّت ، آيتى و نشانه‌اى است و انگشت شهادت عارف به اين " الف صورى " هم به ذات احد اشارت نمايد [ 2 ] . پس چنانچه در ذات احديّت ، دو اعتبار جارى مىبود ، يكى تجرّد و تنزّه او از اضافات و يكى تلبّس او به صفات ، همچنين الف را هم حالت بساطتى است كه اولا از وحدت نقطه در او ملحوظ باشد و آن حقيقت اصليّهء اوست ، و ثانيا حالت مبدئيّت امتداد اوست ساير حروف را . لاجرم " الف خطى " و " رقمى " گويا سايه‌اى است و نشانهء پيرايه‌اى است از ذات احديّت ؛ و ظل هميشه با صاحب ظل مطابق باشد :
" أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا "
[ 3 ] . نظم :
ففى كلّ شىء له آية * تدلّ على انّه واحد
[ 4 ] و تصوير ظهور شكل " الف " از نقطه چنان است كه چون نقطهء وحدت كه معبّر به حقيقت محمّديه است ، از به دو دايرهء وجود ، بنياد سير بر مراتب تنزّلات اعيان نهاد و جهت استكمال نشئهء جامعيّت انسانيّه و تكميل ادوار افلاك وجوديّه جهت سرعت سيران نقطهء جواله رسم الف پديد آمد كه طولى است بلا عرض ، اما در حقيقت همان يك نقطه است كه به‌واسطهء تكرار اعتبارات و ظهورات ، الف‌نما شده و مبدأ حروف تعيّنات اعتبار گشته . مصرع :
يك نقطه الف گشت و الف جمله حروف
و مبدئيّت الف حروف را دليل و علامت آن است كه مدلول او ذات احديّت باشد ؛ چرا كه مظاهر عالم آفاق با انفس مطابق و به نشئت ذاتيّه موافق خواهد بود و جهت كمال مناسبت صورت الف به صفت وحدت و بساطت ، هميشه لازم السكون شد و تنوع و تكثّر حركات و نقاط و تعدّد اعتبارات اعراب را قبول ننمود . جهت همين نعت بساطت ، مخرج الف اقصى حلق آمد ؛ چرا كه امتداد نفس كه منشأ آن نقطهء رأس مخروط قلب صنوبرى است ، و ممرّش ناى مستقيم گلو و قصبات حنجره و حلقوم است ، چون بر آن