هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ " ؛
پس چون خورشيد را برآمده ديد ، گفت : " اين پروردگار من است . اين بزرگتر است . " و هنگامى كه افول كرد ، گفت :
" اى قوم من ، من از آنچه [ براى خدا ] شريك مىسازيد بيزارم . "
( [ 42 ] ) . سورهء طه ، آيهء 10 : پس به خانوادهء خود گفت : " درنگ كنيد ، زيرا من آتشى ديدم .
اميد كه پارهاى از آن براى شما بياورم يا در پرتو آتش راه [ خود را باز ] يابم .
( [ 43 ] ) . حافظ . برق از كوه درخشيد و من به آن برق آتش گرفتم ، شايد كه من بتوانم شهابى كه از آتش برگرفته شده ، براى تو بياورم .
( [ 44 ] ) . قسمتى از آيهء 88 سورهء مؤمنون كه كامل آن چنين است :
" قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ " ؛
بگو فرمانروايى هر چيزى به دست كيست ؟
و اگر مىدانيد [ كيست آنكه ] او پناه مىدهد و در پناه كسى نمىرود ؟
( [ 45 ] ) . قسمتى از آيهء 51 سورهء اسرا كه صورت كامل آن اينگونه است :
" أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ وَ يَقُولُونَ مَتى هُوَ قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً " ؛
يا آفريدهاى از آنچه در خاطر شما بزرگ مىنمايد [ باز هم برانگيخته خواهيد شد ] . پس خواهند گفت : " چه كسى ما را باز مىگرداند ؟ " بگو :
" همان كسى كه نخستين بار شما را پديد آورد . " [ باز ] سرهاى خود را به طرف تو تكان مىدهند و مىگويند : " آن كى خواهد بود ؟ " بگو : " شايد كه نزديك باشد . "
( [ 46 ] ) . حكم و اختيار در دست توست ، هرچه مىخواهى بكن . و رغبت من جز در تو نبود ، نه روى از تو برتافتن ، بلكه من در تو رغبت كردم .
( [ 47 ] ) . از " ارض " تا " ظلّ " در حاشيهء نسخهء متن بود .
( [ 48 ] ) . قسمتى از آيهء 53 سورهء فصّلت كه كامل آن بدين صورت است :
" سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ " ؛
به زودى نشانههاى خود را در افقها [ ى گوناگون ] و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است . آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است ؟
( [ 49 ] ) . پس براى تو رازى كه پنهان كردنش بر تو دير زمانى كشيد ، آشكار شد . و اينك بامدادى كه تو تاريكى آن بودى آشكار شد .
( [ 50 ] ) . " مسلك " در حاشيهء نسخهء متن بود .