نشانى دادهاندت از خرابات * كه " التوحيد اسقاط الاضافات " 366
نشود مرد پردل و صعلوك * پيش مامان و بادريسه و دوك 294
نظر كردم بديدم اصل هر كار * نشان خدمت آمد عقد زنّار 155
نغز گفت آن بت ترسابچهء بادهپرست * شادى روى كسى خور كه صفايى دارد 351
نغمهء ارغنون نالهء من * بامدادان به ارغوان برسان 92
نفس اژدرهاست او كى مرده است ؟ * از غم بىآلتى افسرده است 242
نفس باد صبا مشكفشان خواهد شد * عالم پير دگرباره جوان خواهد شد 240
نقش مستورى و مستى نه به دست من و توست * آنچه سلطان ازل گفت بكن آن كردم 229
نكونام و صاحبدل و حقپرست * خط عارضش خوشتر از خطّ دست 376
نگارا جسمت از جان آفريدند * ز كفر زلفت ايمان آفريدند 198
نگار مِىفروشم عشوهاى داد * كه ايمن گشتم از مكر زمانه 224
نگفتمت كه به تركان نگه مكن سعدى * چو تَرك تُرك نگفتى تحمّلت بايد 357
نماز در خم آن ابروان محرابى * كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد 180
نماز شام غريبان چو گريه آغازم * به مويههاى غريبانه قصّه پردازم 244
نمىبينى چو روى دوست بارى * حجاب از پيش روى خود فروهِل 171
نمىخواستم تندرستى خويش * كه ديگر نيايد طبيبم به پيش 349
نمىدانند كز بيمار عشقت * حرارت باز ننشيند به سردى 261
ننهاده هنوز چون پياله * لب بر لب دلگشاى ساقى 258
نواهايى شنيدم رامشانگيز * كه مطرب مىزدش در پردهء تيز 215
نور ايمان از بياض روى اوست * ظلمت كفر از سر يك موى اوست 64
نور دل را نور حق تزيين بود * معنى نورٌ على نور اين بود 157
نهاد بد نپسندد خداى نيكوكار * امير خفته و مردم ز ظلم او بيدار 393
نه تو گفتى كه به جاى آرم و گفتم كه نيارى * عهد و پيمان و وفادارى و دلبندى و يارى ؟ 187
نُه طَبَقِ سپهر و آن قرصهء ماه و خور كه هست * بر لب خوان حشمتت سهلترين نواله بود 242
نه عاشق است كسى كز ملامت انديشد * كه هركه مِى طلبد صبر بر خمار كند 373
نه عجب گر برود قاعدهء صبر و شكيب * پيش هر چشم كه آن قدّ و شمايل برود 334
نه فراوان نه اندكى باشد * يكى اندر يكى ، يكى باشد 46
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 483
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٨٣