تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
نشانى داده‌اندت از خرابات * كه " التوحيد اسقاط الاضافات " 366 نشود مرد پردل و صعلوك * پيش مامان و بادريسه و دوك 294 نظر كردم بديدم اصل هر كار * نشان خدمت آمد عقد زنّار 155 نغز گفت آن بت ترسابچهء باده‌پرست * شادى روى كسى خور كه صفايى دارد 351 نغمهء ارغنون نالهء من * بامدادان به ارغوان برسان 92 نفس اژدرهاست او كى مرده است ؟ * از غم بىآلتى افسرده است 242 نفس باد صبا مشك‌فشان خواهد شد * عالم پير دگرباره جوان خواهد شد 240 نقش مستورى و مستى نه به دست من و توست * آنچه سلطان ازل گفت بكن آن كردم 229 نكونام و صاحبدل و حق‌پرست * خط عارضش خوش‌تر از خطّ دست 376 نگارا جسمت از جان آفريدند * ز كفر زلفت ايمان آفريدند 198 نگار مِىفروشم عشوه‌اى داد * كه ايمن گشتم از مكر زمانه 224 نگفتمت كه به تركان نگه مكن سعدى * چو تَرك تُرك نگفتى تحمّلت بايد 357 نماز در خم آن ابروان محرابى * كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد 180 نماز شام غريبان چو گريه آغازم * به مويه‌هاى غريبانه قصّه پردازم 244 نمىبينى چو روى دوست بارى * حجاب از پيش روى خود فروهِل 171 نمىخواستم تندرستى خويش * كه ديگر نيايد طبيبم به پيش 349 نمىدانند كز بيمار عشقت * حرارت باز ننشيند به سردى 261 ننهاده هنوز چون پياله * لب بر لب دلگشاى ساقى 258 نواهايى شنيدم رامش‌انگيز * كه مطرب مىزدش در پردهء تيز 215 نور ايمان از بياض روى اوست * ظلمت كفر از سر يك موى اوست 64 نور دل را نور حق تزيين بود * معنى نورٌ على نور اين بود 157 نهاد بد نپسندد خداى نيكوكار * امير خفته و مردم ز ظلم او بيدار 393 نه تو گفتى كه به جاى آرم و گفتم كه نيارى * عهد و پيمان و وفادارى و دلبندى و يارى ؟ 187 نُه طَبَقِ سپهر و آن قرصهء ماه و خور كه هست * بر لب خوان حشمتت سهل‌ترين نواله بود 242 نه عاشق است كسى كز ملامت انديشد * كه هركه مِى طلبد صبر بر خمار كند 373 نه عجب گر برود قاعدهء صبر و شكيب * پيش هر چشم كه آن قدّ و شمايل برود 334 نه فراوان نه اندكى باشد * يكى اندر يكى ، يكى باشد 46