تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
من آن قلّاش و رند بينوايم * كه رندان مغان را پيشوايم 309 من از بىنوايى نىام روى زرد * غم بينوايان رخم زرد كرد 86 من اگر كامروا گشتم و خوش‌دل چه عجب * مستحق بودم و اين‌ها به زكاتم دادند 164 من بانگ بركشيدم و گفتم كه اى دريغ * اسلاميان به كعبه و ما در كليسيا 200 من بندهء آن دمم كه ساقى گويد * يك جام دگر بگير و من نتوانم 226 من به خيال زاهدى گوشه‌نشين و طرفه آنك * مغ‌بچه‌اى ز هر طرف مىزندم به چنگ و دف 125 من بىمى ناب زيستن نتوانم * بىباده كشيد بار تن نتوانم 226 من جگر تفسيده بر خاك درت * آب حيوان رايگان در جوى تو 69 من خراباتىام و عاشق و ديوانه و مست * بيشتر زين چه حكايت بكند غمّازم 371 من رميده‌دل آن به كه در سماع نيايم * كه گر به پاى درآيم به دربرند به دوشم 259 من رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش * نگار خويش چو ديدم به دست بيگانه 88 من ز جان جان شكايت مىكنم * من نىام شاكى حكايت مىكنم 121 منزلش صحن قاب قوسين است * مجلس او بساط او ادنى است 137 من غلام نظر آصف عهدم كو را * صورت خواجگى و سيرت درويشان است 299 من كه از ياقوت و لعل اشك دارم گنج‌ها * كى نظر در گنج خورشيد بلنداختر كنم 186 من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم * لطف‌ها مىكنى اى خاك درت تاج سرم 205 منم كنون و يكى نيم‌جان رسيده به لب * همىدهم به تو ، بستان تمام ، باده بيار 83 من ندانم تو را بدين سختى * با من مهربان چه كين افتاد 196 من نديدم جز شقاوت در لئام * گر تو ديدستى سلام از من رسان 341 من نه آنم كه ز جور تو بنالم حاشا * بندهء معتقد و چاكر دولت خواهم 115 من و باد صبا مسكين دو سرگردان بىحاصل * من از افسون چشمت مست و او از بوى گيسويت 95 ، 190 ، 197 من و مقام رضا بعد از اين و شكر رقيب * كه دل به درد تو خو كرد و ترك درمان گفت 360 من هستم و چشم تو برابر * هشيار به باده كى شود مست 136 موج خاكى فهم و وهم و فكر ماست * موج آبى صحو و سكر است و فناست 297 مهر تو عكسى بر ما نيفكند * آيينه رويا آه از دلت آه 220 مهرى و وفايى كه مرا هست تو را نيست * صبرى و قرارى كه تو را هست مرا نيست 213 مىام ده مگر گردم از عيب پاك * برآرم به عشرت سرى زين مغاك 227