من آن قلّاش و رند بينوايم * كه رندان مغان را پيشوايم 309
من از بىنوايى نىام روى زرد * غم بينوايان رخم زرد كرد 86
من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب * مستحق بودم و اينها به زكاتم دادند 164
من بانگ بركشيدم و گفتم كه اى دريغ * اسلاميان به كعبه و ما در كليسيا 200
من بندهء آن دمم كه ساقى گويد * يك جام دگر بگير و من نتوانم 226
من به خيال زاهدى گوشهنشين و طرفه آنك * مغبچهاى ز هر طرف مىزندم به چنگ و دف 125
من بىمى ناب زيستن نتوانم * بىباده كشيد بار تن نتوانم 226
من جگر تفسيده بر خاك درت * آب حيوان رايگان در جوى تو 69
من خراباتىام و عاشق و ديوانه و مست * بيشتر زين چه حكايت بكند غمّازم 371
من رميدهدل آن به كه در سماع نيايم * كه گر به پاى درآيم به دربرند به دوشم 259
من رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش * نگار خويش چو ديدم به دست بيگانه 88
من ز جان جان شكايت مىكنم * من نىام شاكى حكايت مىكنم 121
منزلش صحن قاب قوسين است * مجلس او بساط او ادنى است 137
من غلام نظر آصف عهدم كو را * صورت خواجگى و سيرت درويشان است 299
من كه از ياقوت و لعل اشك دارم گنجها * كى نظر در گنج خورشيد بلنداختر كنم 186
من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم * لطفها مىكنى اى خاك درت تاج سرم 205
منم كنون و يكى نيمجان رسيده به لب * همىدهم به تو ، بستان تمام ، باده بيار 83
من ندانم تو را بدين سختى * با من مهربان چه كين افتاد 196
من نديدم جز شقاوت در لئام * گر تو ديدستى سلام از من رسان 341
من نه آنم كه ز جور تو بنالم حاشا * بندهء معتقد و چاكر دولت خواهم 115
من و باد صبا مسكين دو سرگردان بىحاصل * من از افسون چشمت مست و او از بوى گيسويت 95 ، 190 ، 197
من و مقام رضا بعد از اين و شكر رقيب * كه دل به درد تو خو كرد و ترك درمان گفت 360
من هستم و چشم تو برابر * هشيار به باده كى شود مست 136
موج خاكى فهم و وهم و فكر ماست * موج آبى صحو و سكر است و فناست 297
مهر تو عكسى بر ما نيفكند * آيينه رويا آه از دلت آه 220
مهرى و وفايى كه مرا هست تو را نيست * صبرى و قرارى كه تو را هست مرا نيست 213
مىام ده مگر گردم از عيب پاك * برآرم به عشرت سرى زين مغاك 227
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 481
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٨١