مسجد اقصى درون اولياست * جاى خاصّ حق بود آنجا خداست 78
مسجدى كان در درون اولياست * قبلهگاه جمله است آنجا خداست 302
مسلمان گر بدانستى كه بُت چيست * بدانستى كه دين در بتپرستى است 74
مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس * توبهفرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند 353
مصطفى چون بوى برد از راه دور * چون نيابد از دهان ما بخور 56
مطرب آمادهء دردى است كه خوش مىنالد * مرغ عاشق طربانگيز بود آوازش 180
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق * كه بدين راه بشد يار و ز ما ياد نكرد 325
مطربا مجلس انس است غزلخوان و سرود * چند گويى كه چنين رفت و چنان خواهد شد 228
مطربان رفتند و صوفى در سماع * عشق را آغاز هست انجام نيست 260
مطرب بساز پرده كه كس بىاجل نمرد * وانكو نه اين ترانه سرايد خطا كند 350
مطرب بساز عود كه كس بىاجل نمرد * و آنكس نه اين ترانه سرايد خطا كند 346
مطرب عشق عجب ساز و نوايى دارد * نقش هر پرده كه زد راه به جايى دارد 228
مطرب كجاست تا همه محصول زهد و علم * در كار چنگ و بربط و آواز نى كنم 228
معاشران ز حريف شبانه ياد آريد * حقوق بندگى مخلصانه ياد آريد 186
معانى هرگز اندر حرف نايد * كه بحر قلزم اندر ظرف نايد 22
معراج عاشقى كه فنا در پى فناست * در طور عشق شيوهء رندان كبرياست 21
معنى امّالكتاب نور محمّد بود * اصل همه عين او عين همه عينها 58
معنى موجهاى بركهء اوست * هرچه يا بى زمانزمان ز احوال 50
مغز نغزى دارد آخر آدمى * يك دمى آن را طلب گر آدمى 213
مقام دلگشايش جمع جمع است * جمال جانفزايش شمع جمع است 124
مكر مرا چون بديد مكر دگر او پزيد * آمد و گوشم گزيد گفت هلا اى عيار 224
مكن عيب ار بنالد جان چو نقد تن همه بردى * كسى كش خانه غارت گشت بىفرياد كى ماند 397
مگر فهرست نيكويى است آن خط * كه بىپرگار و بىمسطر كشيدى 288
ملاحت از جهان بىمثالى * برون آمد چو رند لاابالى 214
ملاحتى است لب لعل آبدارش * را كه در حديث نيايد چو در حديث آيد 206
ملاحتى كه تو را در چَه زنخدان است * به كنه آن نرسد صد هزار فكر عميق 157
من آدمى به چنين قدّ و شكل و خوى و روش * نديدهام مگر اين شيوه از پرى آموخت 334