تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
هر لابه كه بر در تو كرديم * نشنيدى و گوش وانكردى 211 هر نقطهء شين او شده شاهد حال * كو را ز سه خال رُخ ملاحت افزود 329 هزار سرو به معنى قامتت نرسد * وگرچه سرو به صورت بلندبالايى است 299 هست آب زندگانى در لب شيرين تو * بىلب شيرين تو من زندگانى چون كنم 209 هست اين عالمى كه بر در اوست * سر هژده هزار عالم پست 21 هست دربند تو دل‌هاى چو ما شيفتگان * اى بسا دل كه در آن زلف پر از تاب و خم است 346 هشيار شو كه مرغ چمن مست گشت هان * بيدار شو كه خواب عدم در پى است هى 138 هلالى شد تنم زين غم كه با طغراى ابرويش * كه باشد مَه كه بنمايد ز طاق آسمان ابرو 181 هماى همّت من باز كرده بال طرب * دو كون و هرچه درو زير يك پر آورده 139 هم ببيند جان جمال تو عيان * چون نهان شد در خم گيسوى تو 116 همّت حافظ و انفاس سحرخيزان بود * كه ز بند غم ايّام نجاتم دادند 139 همّتم بدرقهء راه كن اى طاير قدس * كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم 139 همچو صُبحم يك نفس باقى است با ديدار تو * چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع 111 همچو عيسى گل و ريحان ز نفس بَردهمت * گرچه نزد گل و ريحان شدنم نگذارند 321 همچو قرآن كه به معنى هفت توست * خاص را و عام را مطعم در اوست 30 همچو گويى سجده كن بر روى و سر * جانب آن صدر با چشم تر 197 هم ديدهء او بايد تا حسن رخش بيند * كان جا كه جمال اوست ابصار نمىگنجد 116 همسايگان ز تف دلم بركنند شمع * چون شد چراغ روز شبانگاه زير آب 341 همه اعمال تو در عالم جان * گهى انوار گردد گاه نيران 14 همه جام است نيست گويى مى * يا مُدام است نيست گويى جام 227 همه رخ چو ديباى رومى به رنگ * فروزنده عود و خروشنده چنگ 280 همه روز گر غم خورى غم مدار * چو شب غم‌گسارت بود در كنار 401 همه شوق و آرزوى غلطم كه در لطافت * شده بىقرار و مجنون ز تو شوق و آرزو هم 38 همه عالم صداى نغمهء اوست * كه شنيدست اين‌چنين صداى دراز 236 همه كرّوبيان عرش دايم در شكر خوردن * دهان ما پرآب گرم و كار ما مگس‌رانى 203 همه گيتى است بانگ هاون اما نشنود خواجه * كه سيماب ضلالت ريخت در گوش اهل خذلانش 389 هميشه صيد تو خواهم شدن كه چهرهء تو * نمودنى بنمود و ربودنى بربود 111
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 486 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى