تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
ميان انجمن از لعل او چو آرم ياد * مرا سرشك چو ياقوت در كنار آيد 186 ميان او كه خدا آفريده است از هيچ * دقيقه‌اى است كه هيچ آفريده نگشاده است 232 ميانت گوييا رمزى است غيبى * كه از سرّ ضمير آيد نهان‌تر 232 ميان خلط و خون مانده چه مىكوشى در اين گلخن * بگو تا چون كنى آخر در اين گلخن نگهبانى 203 ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است * چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد 237 ، 287 ميان ندارى و دارم عجب كه هر ساعت * ميان مجمع خوبان كنى ميان‌دارى 231 مى ده كه ز بادهء شبانه * در سر دارم خمار امروز 227 مىروى خرّم و خندان و نگه مىنكنى * كه نگه مىكند از هر طرفى غمخوارى 401 مى صاف ار ندارى به من آر تيره دُردى * كه ز دُرد تيره يابد دل و ديده روشنايى 227 مىكشيم از قدح باده شراب موهوم * چشم بد دور كه بىمُطرب و مى مدهوشيم 233 مىگفت در بيابان رند دُهُل دريده * عارف خدا ندارد كو نيست آفريده 269 ميل من سوى وصال و قصد او سوى فراق * تَرك كام خود گرفتم تا برآيد كام دوست 220 ميل ندارم به باغ انس نگيرم به سرو * سروى اگر لايق است قدّ خرامان اوست 220 نااميدم مكن از سابقهء روز ازل * تو چه دانى كه پس پرده كه خوب است و كه زشت 48 نادان همه جا با همه خلق آميزد * چون غرقه به هرچه ديد دست آويزد 402 ناله‌هاى بيدلانش هر سحر * بر دريغ و درد هجر روى اوست 237 نامرادى جهان بر دل خود خوش كردم * چون تو را از من دل‌خسته همين بود مراد 36 ، 237 نان از براى كنج عبادت گرفته‌اند * صاحبدلان نه كنج عبادت براى نان 279 ناوكش را جان درويشان هدف * ناخنش را خون مسكينان خضاب 140 نخفته‌ام به خيالى كه مىپزم شب‌ها * خمار صد شبه دارم شراب‌خانه كجاست 337 نخوت و دعوى و كبر و ترّهات * دور كن از دل كه تا يا بى نجات 358 ندارد با تو بازارى مگر شوريده احوالى * كه مهرش در ميان جان و مهرش بر دهان باشد 221 ندا مىآيد از حق بر دَوامت * چرا گشتى تو موقوف قيامت 302 نرگسش عربده‌جوى و لبش افسوس‌كنان * نيم‌شب مست به بالين من آمد بنشست 61 نُسخهء حرز كردگار است اين * بس طلسم بزرگوار است اين 13 نشئهء پيرى بود خواب گران نيستى * مستى جاويد بنگر كاين مى كافور داد 227 نشان موى ميانش كه دل درو بستم * ز من مپرس كه خود در ميان نمىبينم 231