گوشم همه بر قول نى و نغمهء چنگ است * چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است 197
گوش نِه اوفوا بعهدى گوشدار * تا كه اوف عهدكم آيد ز يار 144
گوهر پاك ببايد كه شود قائل فضل * ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود 200
گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون است * طلب از گمشدگان لب دريا مىكرد 201
گوى توفيق و كرامت در ميان افكندهاند * كس به ميدان درنمىآيد سواران را چه شد 197
گوى خوبى كه برد از تو كه خورشيد آنجا * نه سوارى است كه در دست عنانى دارد 197
گوى دولت آن بَرَد تا پيشگاه * كز سر حسرت كند در ره نگاه 190
گويند ذكر خيرش در خيل عشقبازان * هرجا كه نام حافظ در انجمن برآيد 384
گويى جنابتش بود از لعبتان ديده * كو را به حوض ماهى دادند غسل ديگر 115
گه خال و خطت جداجدا گشته عيان * گه جمله صفات حُسن پيدا ز صفات 11
گهگه زنى از شوخى حلقهى در خاقانى * خانه همه خون بينى سر در نكنى دانم 336
گهى با مى گسارم اندُه خويش * گهى با جام باشم در مناجات 232
گهى بر رخش حسن او سوار است * گهى با تيغ نطق آبدار است 214 ، 315
گهى كان روى گلگون را بنفشه همنشين باشد * خطر در كار جان افتد خلل در ملك دين افتد 365
گيتى به مثل چو حرف " ثا " يك طبقى * پرميوه ز نقطهء مواليد ثلاث 361
گيرم كه از تو بر من مسكين جفا رود * سلطان تويى كسى به تظلّم كجا رود 103
گيسوى چنگ ببُريد به مرگ مى ناب * تا حريفان همه خون از مژهها بگشايند 196
لاابالىوار خوش بر خاك ريخت * آبروى عاشقان ابروى تو 68
لابهات را هيچ نتوانم شكست * زانكه لابهى تو يقين لابهى من است 211
لابه بسيار نمودم كه مرو سود نداشت * زانكه كار از نظر رحمت سلطان مىرفت 211
لازم است آنكه دارد اين همه لطف * كه تحمّل كنندش اين همه ناز 245
لاله بوى مى نوشين بشنيد از دم صبح * داغ دل بود به اميد دوا باز آمد 211
لاله ساغرگير و نرگس مست و بر ما نام فسق * داورى دارم بسى يا رب كه را داور كنم 211
لاهوت محض وحدت صرف است و ذات بحت * محو است در حريم هويّت تعيّنات 4
لب پياله ببوس آنگهى به مستان ده * بدين دقيقه دماغ معاشران تر كن 84
لبت امروز و فردا مىكند در بوسه دادنها * نمىداند ز خط چون دشمن كمفرصتى دارد 375
لب شيرينلبان را خصلتى هست * كه غارت مىكند لبّ لبيبان 209
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٧٧