كتاب عشق را مضمون همان است * كه رويش مصحف حسن عيان است 189
كجا كردم من از يادش فراموش * كه در هجران بود يارم در آغوش 382
كرشمهاى كن و بازار ساحرى بشكن * به غمزه رونق و ناموس سامرى بشكن 196
كرشمهء تو شرابى به عاشقان پيمود * كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد 196
كز نيستان تا مرا ببريدهاند * از نفيرم مرد و زن ناليدهاند 236
كس به دور نرگست طرفى نبست از عافيت * به كه نفروشند مستورى به مستان شما 229
كس نمىگويد كه يارى داشت حقّ دوستى * حقشناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد 187
كسى اين سر شناسد كو گذر كرد * ز جزوى سوى كلّى يك سفر كرد 250
كسى كو افتد از درگاه حق دور * حجاب ظلمت او را بهتر از نور 126
كشتهء چاه زنخدان توام كز هر طرف * صدهزاران گردن جان زير طوق غبغب است 397
كفارت آنكه روزه خوردم رمضان * در عيد نماز بىطهارت كردم 103
كفر زلفش ره دين مىزد و آن سنگيندل * در پىاش مشعلى از چهره برافروخته بود 198
كفر كافر را و دين ديندار را * ذرّهء دردى دل عطار را 124
كفر و ايمان هر دو گر پيش آيدش * درپذيرد تا درى بگشايدش 37
كفر و دينند در پيش پويان * وحده لا شريك له گويان 190
كمال دلبرى و حسن در نظربازى است * به شيوهء نظر از نادران دوران باش 335
كمان ابرويش گر شد گرهگير * كرشمه بر هدف مىراند چون تير 140
كمترين چيزيت در محو صفات * بخشش جان است و ترك ترّهات 347
كم خور قدح مرادت از ساقى دور * فردا كندت خمار كه امشب مستى 15
كنون كه مىدمد از بوستان نسيم بهشت * من و شراب فرحبخش و يار حورسرشت 284
كو آن زبان مدحسراى سزاى دوست * مدهوش شوق را چه مجال ثناى دوست 361
كوتهنظران كنند وصفت * تشبيه به سرو بوستانت 153
كو كريمى كه ز بزم كرمش غم زدهاى * جرعهاى دركشد و دفع خمارى بكند 366
كوى نوميدى مرو اميدهاست * سوى تاريكى مرو خورشيدهاست 201
كه جهان صورت است و معنى دوست * ور به معنى نظر كنى همه اوست 3 ، 292
كه رفتم از سحرگه تا شبانگاه * مگر گفتم ز پس كردم بسى راه 341
كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحدهُ لا إله الّا هو 246
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٧٤