تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
كتاب عشق را مضمون همان است * كه رويش مصحف حسن عيان است 189 كجا كردم من از يادش فراموش * كه در هجران بود يارم در آغوش 382 كرشمه‌اى كن و بازار ساحرى بشكن * به غمزه رونق و ناموس سامرى بشكن 196 كرشمهء تو شرابى به عاشقان پيمود * كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد 196 كز نيستان تا مرا ببريده‌اند * از نفيرم مرد و زن ناليده‌اند 236 كس به دور نرگست طرفى نبست از عافيت * به كه نفروشند مستورى به مستان شما 229 كس نمىگويد كه يارى داشت حقّ دوستى * حق‌شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد 187 كسى اين سر شناسد كو گذر كرد * ز جزوى سوى كلّى يك سفر كرد 250 كسى كو افتد از درگاه حق دور * حجاب ظلمت او را بهتر از نور 126 كشتهء چاه زنخدان توام كز هر طرف * صدهزاران گردن جان زير طوق غبغب است 397 كفارت آنكه روزه خوردم رمضان * در عيد نماز بىطهارت كردم 103 كفر زلفش ره دين مىزد و آن سنگين‌دل * در پىاش مشعلى از چهره برافروخته بود 198 كفر كافر را و دين ديندار را * ذرّهء دردى دل عطار را 124 كفر و ايمان هر دو گر پيش آيدش * درپذيرد تا درى بگشايدش 37 كفر و دينند در پيش پويان * وحده لا شريك له گويان 190 كمال دلبرى و حسن در نظربازى است * به شيوهء نظر از نادران دوران باش 335 كمان ابرويش گر شد گره‌گير * كرشمه بر هدف مىراند چون تير 140 كمترين چيزيت در محو صفات * بخشش جان است و ترك ترّهات 347 كم خور قدح مرادت از ساقى دور * فردا كندت خمار كه امشب مستى 15 كنون كه مىدمد از بوستان نسيم بهشت * من و شراب فرح‌بخش و يار حورسرشت 284 كو آن زبان مدح‌سراى سزاى دوست * مدهوش شوق را چه مجال ثناى دوست 361 كوته‌نظران كنند وصفت * تشبيه به سرو بوستانت 153 كو كريمى كه ز بزم كرمش غم زده‌اى * جرعه‌اى دركشد و دفع خمارى بكند 366 كوى نوميدى مرو اميدهاست * سوى تاريكى مرو خورشيدهاست 201 كه جهان صورت است و معنى دوست * ور به معنى نظر كنى همه اوست 3 ، 292 كه رفتم از سحرگه تا شبانگاه * مگر گفتم ز پس كردم بسى راه 341 كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحدهُ لا إله الّا هو 246