تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
گر كسى وصف او ز من پرسد * بيدل از بىنشان چه گويد باز 153 گر گل است انديشهء تو گلشنى * ور بود خارى تو هيمه‌ى گلخنى 203 گر لب بگشايى به تبسّم بارى * جز فاى فرح به لب نباشد جائز 283 گر لب بگشايى تو به اين معنى باريك * راهى به سر نقش دهان تو توان برد 71 گر مرشد ما پير مغان شد چه تفاوت * در هيچ سرى نيست كه سرّى ز خدا نيست 264 گر مى به جان دهندت بستان كه پيش دانا * ز آب حيات خوش‌تر خاك شراب‌خانه 337 گر مى طلبى بقاى جاويد مباش * بىبادهء روشن اندرين تيره‌سراى 86 گر نبودى گوش‌هاى غيب‌گير * وحى ناوردى ز گردون يك بشير 23 گسستم از همه فكرى و در تو پيوستم * چشيده يك قدح از لعل تو چنين مستم 35 گشاد كار مشتاقان در آن ابروى دلبند است * خدا را يك نفس بنشين گره بگشا ز پيشانى 93 گشايد درى بر دل از واردات * فشاند سر دست بر كائنات 151 گفتا ز ناز بيش مرنجان مرا برو * آن گفتنش كه بيش مرنجانم آرزوست 245 گفت جامم را چنان پر كرده‌اند * كاندرونش مىنگنجد يك سپند 120 گفت حافظ دگرت خرقه شراب‌آلود است * مگر از مذهب اين طايفه باز آمده‌اى 336 گفتم ز زيادتى نشان است اين حرف * من حرف زيادتى و حُسن تو فزود 155 گفتم كزان لب از پى ديوانه شربتى * گفت اين مفرّحى است كه مدهوشى آورد 216 گفتم كىام دهان و لبت كامران كنند * گفتا به چشم هرچه تو گويى چنان كنند 132 گفتى به نقابِ زلف از آنم پنهان * كز ديدهء دل نهان به‌سويم نگرى 6 گفتى كه حافظا دل سرگشته‌ات كجاست * در حلقه‌هاى آن خم گيسو نهاده‌ايم 375 گلبن عيش مىدمد ساقى گل‌عذار كو ؟ * باد بهار مىوزد بادهء خوش‌گوار كو ؟ 275 گل بىرخ يار خوش نباشد * بىباده بهار خوش نباشد 203 گل در بر و مى در كف و معشوقه به كام است * سلطان جهانم به چنين روز غلام است 203 گل سرخش چو عارض خوبان * سنبلش همچو زلف محبوبان 257 گم شدم در راه سودا رهنمايا رهنماى * صبرم از پا اندر آمد دستگيرا دستگير 265 گنجى است حُسن و جملهء عالم خراب او * سرّى است عشق و پردهء هستى حجاب او 168 گواهى امين است بر درد من * سرشك روان بر رُخ زرد من 56 گوش مَن و حلقهء گيسوى يار * روى من و خاك در مىفروش 197
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 476 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى