شيرين دهن تو ميم و لب حلقهء ميم * زان حلقهء ميم شد دل خلق دو نيم 212
شيفتهء حلقهء گوش توام * سوختهء چشمهء نوش توام 197
شيوهء حور و پرى گرچه لطيف است ولى * خوبى آن است و لطافت كه فلانى دارد 335
صائب اگر به يار سخن فهم مىرسيد * مىشد جهان پر از غزل عاشقانهاش 286
صاحبخبر غيب نخوانده است به سدره * چون سيرت نيكوش به فهرست سير بر 288
صاحبديوان ما گويى نمىداند حساب * كاندرين طغرا نشان حسبة للّه نيست 174
صبح از سر شورشى كه انگيخت * قرّابه شكست و مى برون ريخت 311
صبح است ساقيا قدحى پرشراب كن * دور فلك درنگ ندارد شتاب كن 311
صبح است و ژاله مىچكد از ابر بهمنى * برگ صبوح ساز و بده جام يك منى 294
صبح اميد كه بُد معتكف پردهء غيب * گو برون آى كه كار شب تار آخر شد 293
صبر است مرا چارهء هجران تو ليكن * چون صبر توان كرد كه مقدور نماندست 296
صبر بر جور رقيبت چه كنم گر نكنم * همه دانند كه در صحبت گل خارى هست 203
صبر چون پول صراط آنسو بهشت * هست با هر خوب يك لالاى زشت 79
صبر كن اى دل كه صبر سيرت اهل صفاست * چارهء عشق احتمال شرط محبّت وفاست 298
صبر كن حافظ به سختى روز و شب * عاقبت روزى بيابى كام را 296
صبرى كنيم تا ستم او چه مىكند * با اين دل شكسته غم او چه مىكند 292
صبغة اللّه هست خُمّ رنگ هو * نقشها هم رنگ گردد اندرو 367
صبوح از دست آن ساقى صبوح است * مدام از دست آن دلبر مدام است 227
صد تار پيچ زلف تو يكتاى بىهمتا شده * در عقدههاى طرّهات صدپاره دل شيدا شده 100
صدف بشكن برون كن دُرّ شهوار * بيفكن پوست مغز نغز بردار 291
صراحى در آن بزم خون مىگريست * كه ز اينها يكى هم نخواهند زيست 294
صنعت مكن كه هركه محبّت نه راست باخت * عشقش به روى دل در محنت فراز كرد 222
صورتش بر خاك و جان در لا مكان * لامكانى فوق وهم سالكان 254
صورتگر زيباى چين ، گو صورت و رويش ببين * يا صورتى بركش چنين يا ترك كن صورتگرى 360
صورتى از صورت ديگر كمال * گر بجويد باشد آن عين ضلال 389
صوفى ابن الوقت باشد اى رفيق * نيست فردا گفتن از شرط طريق 145
صوفى ار باده به اندازه خورد نوشش باد * ورنه انديشهء اين كار فراموشش باد 73
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٦٩