سيمرغ دل ار به قاف قربت برسد * از هر پر او صداى قربت برسد 301
سيمرغ كوه قاف رسيدن گرفت باز * مرغ دلم ز سينه پريدن گرفت باز 255
سين كه در ياسين به آن باشد خطاب * هست دندان نبىّ مستطاب 125
سينه خواهم شرحهشرحه از فراق * تا بگويم شرح درد اشتياق 237
سيهرويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّهُ اعلم 145 ، 250
شاهد آن نيست كه مويى و ميانى دارد * بندهء طلعت آن باش كه آنى دارد 232 ، 339
شاهد آيينه است و هركس را كه شكلى خوب نيست * گو نگه زنهار در آيينهء روشن مكن 334
شاهدان را گر وفايى ديدمى * زرّ و سر در پايشان افشاندمى 166
شاه شمشادقدان خسرو شيريندهنان * كه به مژگان شكند قلب همه صفشكنان 132
شايد كه به درگاه تو عمرى بنشينم * در آرزوى روى تو آنگاه نبينم ؟ 56
شب است و باديه دور و من اينچنين گمراه * مگر سعادتى از غيب رهنمون آيد 331
شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين حايل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها 340
شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد * شب را چه گنه حديث ما بود دراز 340
شب روشن ميان روز تاريك 331 * شب قدر است و طى شد نامهء هجر
سلامٌ فيه حتّى مطلع الفجر 283 * شب گريزد چونكه نور آيد ز دور
پس چه داند ظلمت شب حال نور 340 * شب همه شب به هواى تو چنين مست خراب
بانگ عشق تو به گوشم رسد از چنگ و رباب 103 * شبى در خرقه رندآسا گذر كردم به ميخانه
ز عشرت مىپرستان را منوّر گشت كاشانه 275 * شبى نپرسى و روزى كه دوستدارانم
چگونه شب به سحر مىبرند روز به شام 323 * شد جاى حيات يك خطى بر لب تو
عيسى به همان جا كند احيا اموات 167 * شد حسن تو از دو جيم زلفت به كمال
يك جيم جلال است و يكى جيم جمال 99 * شد سى و دو دندان تو تسبيح ملك
ز آن روى ندا به نام تو ياسين است 247 * شد شقّ نُقَط الف دو لب شد بايش
زان سرّ دو كون شد عيان در دل من 71 * شد قالب تن چراغ جان را مشكات
فانوس بود بدن دلت شمع حيات 14 * شرابخانه بهشت است و يار حور من است
بهشت و حور طلب كردن از قصور من است 331 * شرابخوردهء معنى چو در سماع آيد
چه جاى جامه كه بر خويشتن بدرّد پوست 336 * شراب و شمع باشد ذوق عرفان
ببين شاهد كه از كس نيست پنهان 330
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 467
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٦٧