تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
ز روى دوست دل دشمنان چه دريابد * چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا 338 ز شاهد بر دل موسى شرر شد * شرابش آتش و شمعش شجر شد 330 ز شيخىّ و مريدى گشته بيزار * گرفته دامن رندان خمّار 314 ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغنى است * به آب‌ورنگ و خال و خط چه حاجت روى زيبا را 274 ز قدّش راستى گفتم سخن دوش * سر زلفش مرا گفتا فراپوش 251 ، 302 ز لب دوختن غنچه را زندگى است * چو بشكفت زان پس پراكندگى است 165 زلف آشفتهء تو موجب جمعيّت ماست * چون چنين است پس آشفته‌ترش بايد كرد 101 زلف را شانه زدى باز چه رسم آوردى * كفر درهم شده را پردهء ايمان كردن 160 زمان خوشدلى درياب درياب * كه دايم در صدف گوهر نباشد 200 ، 294 زنجير صبر ما را بگسست بند زلفى * بازار زهد ما را بشكست عشق خالى 377 زهد رندان نوآموخته راهى به دهى است * من كه بدنام جهانم چه صلاح انديشم 164 زهد گران كه شاهد و ساقى نمىخرند * در حلقهء چمن به نسيم بهار بخش 164 ز هستى نور او شد اولين خيز * كه صادق بود صبح اولش نيز 8 زهى خجسته زمانى كه يار بازآيد * به كام غم‌زدگان غمگسار بازآيد 396 ، 401 ، 402 زهى درونهء دل را زمان زمان به تو ميلى * مَرو كه مىرود اينكه ز نوك هر مژه سيلى 213 زهى ساكن شده در خانهء دل * گرفته سربه‌سر كاشانهء دل 126 زهى ميدان زهى مردان زهى بر مرگ خود شادان * سر خود گوى بايد كرد وانگه رفت در ميدان 233 زير آن باطن يكى بطن سوم * كه در او گردد خردها جمله گم 159 زير چادر مرد رسوا و عيان * سخت پيدا چون شتر بر نردبان 342 زين خرد جاهل همى بايد شدن * دست در ديوانگى بايد زدن 126 زين خوش رقم كه بر گل رخسار مىكشى * خط بر صحيفهء گل و گلزار مىكشى 202 زين گونه تكلّم و ندا حيرانم * كان " يا " ى نداش از تكلّم پيداست 183 زين مى خوش همچو من نوش كن اى خوش‌سخن * از سر رنج و حَزَن خيز و برآور دمار 172 ساحران چون قدر او نشناختند * دست و پا در جرم او درباختند 130 ساربانا بار بگشا ز اشتران * شهر تبريز است و كوى دلبران 261 ساروان بار من افتاد خدا را مددى * كه اميد كرمم همره اين محمل كرد 261 ساروان رخت به دروازه مبر كان سر كو * شاه‌راهى است كه منزلگه دلدار من است 261