دى كوزهگرى بديدم اندر بازار * بر پارهگِلى لگد همىزد بسيار 130
ديگر از آن جانبم نماز نباشد * گر تو اشارت كنى كه قبله چنين است 245
ديگر نرود به هيچ مطلوب * خاطر كه گرفت با تو پيوند 219
دين و دل بردند و قصد جان كنند * الغياث از جور خوبان الغياث 129
" ذال " است به ذلّ و مسكنت دايم دال * جز اسم مذل نيست كه او دارد ذال 381
ذكرش به خير ساقى فرخنده فال من * كز در مدام با قدح و ساغر آمدى 257
ذوق در غمهاست پى گُم كردهاند * آب حيوان را به ظلمت بردهاند 68
ذوقى چنان ندارد بىدوست زندگانى * بىدوست زندگانى ذوقى چنان ندارد 382
ذوقى چنان ندارد بىدوست زندگانى * دودم به سر برآمد زين آتش نهانى 386
راحت ار خواهى بيا با درد او همراز شو * دولت ار خواهى برو با عشق او انباز شو 314
راحت جان است رفتن با دلارامى به صحرا * عين درمان است گفتن درد دل با غمگسارى 401
راز درون پرده ز رندان مست پُرس * كاين حال نيست زاهد عالىمقام را 324
رازها را مىكند حق آشكار * چون بخواهد رست تخم بد مكار 324
راست بگو به جان تو اى دل و جان از آنِ تو * چشمه كجاست تا كه من آب كشم سبوسبو 258
راست گفتى كه فرج يا بى اگر صبر كنى * صبر نيك است كسى را كه توانايى هست 289 ، 358
ربوده است خاطرفريبى دلش * فرورفته پاى نظر در گلش 288
رتبت دانش حافظ به فلك بر شده بود * كرد غمخوارى شمشاد بلندت پستم 401
رخ اينجا مظهر حسن خدايى است * مراد از خط حجاب كبريايى است 314
رخسار تو در نظاره اول * فهرست جمال گشته مجمل 284
رخسارهء سُرخت را بر زردى رويم نِه * تا هر دو گلى گرديم رعنا و چه رعنايى 157
رسم اين وادى فراموشى بود * گنگى و كرّى و بىهوشى بود 75
رسم عاشق چيست جان در عشق جانان باختن * هم به يك داو نخستين كفر و ايمان باختن 124
رسم عاشقكشى و شيوهء شهرآشوبى * جامهاى بود كه بر قامت او دوخته بود 307
رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد * وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد 256
رشتهء تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * دستم اندر دامن ساقى سيمينساق بود 262
رفت آب حيات از حيا در ظلمات * چون در لب تو گشت عيان عين حيات 167
رموز سرّ انا الحق چه داند آن غافل * كه منجذب نشد از جذبههاى سبحانى 323
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 461
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٦١