تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
دى كوزه‌گرى بديدم اندر بازار * بر پاره‌گِلى لگد همىزد بسيار 130 ديگر از آن جانبم نماز نباشد * گر تو اشارت كنى كه قبله چنين است 245 ديگر نرود به هيچ مطلوب * خاطر كه گرفت با تو پيوند 219 دين و دل بردند و قصد جان كنند * الغياث از جور خوبان الغياث 129 " ذال " است به ذلّ و مسكنت دايم دال * جز اسم مذل نيست كه او دارد ذال 381 ذكرش به خير ساقى فرخنده فال من * كز در مدام با قدح و ساغر آمدى 257 ذوق در غم‌هاست پى گُم كرده‌اند * آب حيوان را به ظلمت برده‌اند 68 ذوقى چنان ندارد بىدوست زندگانى * بىدوست زندگانى ذوقى چنان ندارد 382 ذوقى چنان ندارد بىدوست زندگانى * دودم به سر برآمد زين آتش نهانى 386 راحت ار خواهى بيا با درد او همراز شو * دولت ار خواهى برو با عشق او انباز شو 314 راحت جان است رفتن با دلارامى به صحرا * عين درمان است گفتن درد دل با غم‌گسارى 401 راز درون پرده ز رندان مست پُرس * كاين حال نيست زاهد عالىمقام را 324 رازها را مىكند حق آشكار * چون بخواهد رست تخم بد مكار 324 راست بگو به جان تو اى دل و جان از آنِ تو * چشمه كجاست تا كه من آب كشم سبوسبو 258 راست گفتى كه فرج يا بى اگر صبر كنى * صبر نيك است كسى را كه توانايى هست 289 ، 358 ربوده است خاطرفريبى دلش * فرورفته پاى نظر در گلش 288 رتبت دانش حافظ به فلك بر شده بود * كرد غمخوارى شمشاد بلندت پستم 401 رخ اينجا مظهر حسن خدايى است * مراد از خط حجاب كبريايى است 314 رخسار تو در نظاره اول * فهرست جمال گشته مجمل 284 رخسارهء سُرخت را بر زردى رويم نِه * تا هر دو گلى گرديم رعنا و چه رعنايى 157 رسم اين وادى فراموشى بود * گنگى و كرّى و بىهوشى بود 75 رسم عاشق چيست جان در عشق جانان باختن * هم به يك داو نخستين كفر و ايمان باختن 124 رسم عاشق‌كشى و شيوهء شهرآشوبى * جامه‌اى بود كه بر قامت او دوخته بود 307 رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد * وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد 256 رشتهء تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * دستم اندر دامن ساقى سيمين‌ساق بود 262 رفت آب حيات از حيا در ظلمات * چون در لب تو گشت عيان عين حيات 167 رموز سرّ انا الحق چه داند آن غافل * كه منجذب نشد از جذبه‌هاى سبحانى 323