تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
دلبرى دارم كه دلدار من است * اين جهان و آن جهان يار من است 124 دل بسى خون به كف آورد ولى ديده بريخت * اللّه اللّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود 46 دل به دانش فرشته بايد كرد * جان به بينش سرشته بايد كرد 17 دل چراغى است كه نور از رخ دلبر گيرد * ور بميرد به غمش زندگى از سر گيرد 158 دل داده‌ام به يارى شوخىكشى نگارى * مرضية السجايا محمودة الخصائل 134 دلدار كه گفتا به توام دل‌نگران است * گو مىرسم اينك به سلامت نگران باش 127 دل در سر زلفش شد از طرّه طلب كردم * گفتا لب او : خوش باش اينك بر ما پيوست 265 دل ديوانه از آن شد كه نصيحت شنود * مگرش هم به سر زلف تو زنجير كنم 134 دل ز ناوك چشمت گوش داشتم ليكن * ابروى كماندارت مىبرد به پيشانى 93 دل عارف چو جام و گردش او * به سر انگشت تابناك قضاست 18 دلق حافظ به چه ارزد به مىاش رنگين كن * وانگهش مست و خراب از سر بازار بيار 226 دلق و سجّاده و ناموس به خمخانه فرست * تا مريدان تو در رقص و تمنّا آيند 378 دلق و سجّادهء حافظ ببرد باده‌فروش * گر شرابش ز كف ساقى مهوش باشد 255 دلق و عصا را بسوز كاين نه نكومذهبى است * از پى ديدار حق دلق و عصا ساختن 277
دل كه بيابان گرفت چشم ندارد به راه * هركه صراحى كشيد گوش ندارد به پند 294 دلم از زلف پيچ بر پيچت * يك سر موى سر نپيچاند 92 دلم تا عشق‌باز آمد درو جز غم نمىبينم * دلى بىغم كجا جويم كه در عالم نمىبينم 400 دلم خون كرد و دلدارم عجب دلدارى دارد * به صد غم مىكند خوارم چه خوش غمخوارى دارم 124 دلم رفت و نديدم روى دلدار * فغان از اين تطاول آه از اين زجر 285 دل ندارم ورنه بر صيد آمدى * هر خدنگى كز كمان افشاند مى 354 دل و دينم دل و دينم ببردست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش 88 دل و دينم شد و دلبر به ملامت برخاست * گفت با ما منشين كز تو سلامت برخاست 128 دلى كو عاشق رويت نگردد * هميشه غرقه در خون جگر باد 402 دم‌به‌دم پابستهء دام نويم * هر يكى گر باز و سيمرغى شويم 255 دندان گُهرمثال يارم " سين " است * زان سين كه ازو بسمله را تزيين است 247 دواى درد دل ما به لب حوالت كن * كه اين مفرّح ياقوت در خزانهء توست 183 دو جادوش پرخواب و پرآب روى * پر از لاله‌رخسار و پرمشك موى 211
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 459 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى