تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
دو چشم مست تو آشوب جمله تركستان * به چين زلف تو از چين و هند داده خراج 102 دورم به صورت از در دولت‌سراى تو * ليكن به جان و دل ز مقيمان حضرتم 299 دوستان چند كنم ناله ز بيمارى دل * كس گرفتار مبادا به گرفتارى دل 243 دوستان دختر رز توبه ز مستورى كرد * شد بر محتسب و كار به دستورى كرد 215 دوستان در بوستان چون عزم مى خوردن كنيد * اول از ياران دورافتاده ياد من كنيد 76 دوش در حلقهء ما قصّهء گيسوى تو بود * تا دل شب سخن از سلسلهء موى تو بود 196 دوش رفتم به در ميكده خواب‌آلوده * خرقه تردامن و سجّاده شراب‌آلوده 336 دوش كان شمع نيكوان برخاست * ناله از پير و از جوان برخاست 243 دوش مىآمد و رخساره برافروخته بود * تا كجا باز دل غم‌زده‌اى سوخته بود 320 دوش مىگفت به تير مژه‌ات خواهم كشت * يا رب اين وعدهء الطاف ز يادش نرود 346 دوش مىگفت به مژگان درازت بكشم * يا رب از خاطرش انديشهء بيداد ببر 353 دوش يارم پرده از رخسار خود بگشاده بود * گويى از حُسنش قيامت در جهان افتاده بود 308 دولت جاويد يافت هركه نكونام زيست * كز عقبش ذكر خير زنده كند نام را 384 دهان تنگ شيرينش مگر ملك سليمان است * كه نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد 132 دهان شهد تو داده رواج آب خضر * لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج 132 دهان يار كه درمان درد حافظ داشت * فغان كه وقت مروّت چه تنگ حوصله بود 132 ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد * يك بار از اين خانه برين بام برآييد 325 ده روز مهر گردون افسانه است و افسون * نيكى به جاى ياران فرصت شمار يارا 61 دى از درم درآمد و بس شرمسار شد * از عهدهاى سست و سخن‌هاى سخت خويش 125 دى بر سر كور زله غارت كردم * مر پاكان را جنب زيارت كردم 103 دى به سلام آمد نزديك من * ماه من آن لعبت سيمين ذقن 386 ديدار دل‌فروزش در پايم ارغوان ريخت * گفتار جانفزايش در گوشم ارغنون زد 119 ديدم رقمى نوشته بر لوح وجود * زان صورت " زا " به پيش چشمم بنمود 155 ديدم ز خواص تاى توبه حرفى * كان تب شود از صورت تابش تخفيف 345 ديده دريا كنم و صبر به صحرا فكنم * وندر اين كار دل خويش به دريا فكنم 128 ديده فردا بر من ار خصمى كند بر حق بود * زانكه مسكين بهر من بسيار شب بيدار بود 124 ديدى كه يار جز سر جور و ستم نداشت * بشكست عهد و از غم ما هيچ غم نداشت 400