در راه جستوجوى تو هر جانبى دويد * در ره بماند راه نياورد سوى تو 110
در رَزم پاكبازان عالم چه قدر دارد ؟ * در بزم بَحرنوشان پيمانهاى چه سنجد ؟ 86
در ره او بلا و محنت و حلم * پيشهء الّذينَ اوتوا العلم 232
در زواياى طربخانهء جمشيد فلك * ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع 259
در سويداى دل هركس كه اين سودا نشست * عاقبت جان و دلش روزى در اين سودا رود 250
در سينه سكينه از وفايت جويم * وندر طلب وفا به جان مىپويم 16
در شام فراق نالهام از دل تنگ * آغشته به خون دل برون مىآيد 59
در شوق رخ تو بيشتر سوخت * هر كو به تو قرب بيشتر داشت 306
در شوق رخ تو بيشتر سوخت * هر كو به تو قرب بيشتر يافت 334
در صبوح آن راح ريحانى بخواه * دانهء مرغان روحانى بخواه 295
در صومعه نگنجد رند شرابخانه * عنقا چگونه گنجد در كنج آشيانه 272
در صومعهها چو مىنگنجد * دردىكش و مىپرست و قلّاش 222
در ضيق دهان تو همه فكر ضلال * در ضمن كمر ميان تو محض خيال 387
در عالم ملك بىنظيريم * و اندر ملكوت هم اميريم 39
در عهد پادشاه خطابخش جرمپوش * حافظ قرابهكش شد و مفتى پيالهنوش 311
در فرح زانم كه همچون غنچه من * اين قدح سر در گريبان خوردهام 289
در قباب حق شدند آن دم همه * در كدامين روضه رفتند آن رمه 312
در كليسا به دلبرى ترسا * گفتم اى دل به دام تو دربند 200
در كُنج شرابخانه گنجى است * ما طالب گنج كُنجهاييم 337
در كوى خرابات كسى را كه نياز است * هشيارى و مستيش همه عين نماز است 138
در كوى نيكنامى ما را گذر ندادند * گر تو نمىپسندى تغيير ده قضا را 201
در گوشهء اميد چو نظّارگان ماه * چشم طلب در آن خم ابرو نهادهايم 41
در گوشهء ميخانه كسى را كه مقام است * ناقص نتوان گفت كه او رند تمام است 225
در مسجد و ميخانه هرجا كه روم بينم * از درد تو زارىها وز شوق تو افغانها 158
در ميان من و معشوق وجود است حجاب * گر حجاب تو منم تا ز ميان برخيزم 216
در ميخانه چو بندند الهى مپسند * كه در خانهء تزوير و ريا بگشايند 214
در ميكده مىكشم سبويى * باشد كه بيابم از تو بويى 225 ، 249
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٥٧