تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر * در زلف بىقرار تو پيدا قرار حُسن 113 در چشم عيان شاهد و مشهود تويى * در قبلهء جان ساجد و مسجود تويى 339 در چنين بحرى كه بحر اعظم است * عالمى ذرّه است و ذرّه عالم است 76 در حريم عشق نتوان زد دم از گفت‌وشنيد * زانكه آنجا جمله اعضا چشم بايد بود و گوش 190 در خانقهى كافتد ذكر لب ميگونش * از حجرهء هر صوفى خمّار برون آيد 366 درختان نارنج را سايه بر وى * چو در چشم عاشق خط سبز دلم 376 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم * حاصل خرقه و سجّاده روان دربازم 366 در خرابات مغان گويى كه مستان غافلند * از شراب شوق و چشم نرگس شهلاى او 102 در خرابات مغان نور خدا مىبينم * اين عجب بين كه چه نورى ز كجا مىبينم 370 در خراباتى كه صاحب‌درد او جان‌هاى ماست * مايى ما نيست گشت و اويى او ناپديد 370
در خرقه ازين بيش منافق نتوان بود * بنياد ازين شيوهء رندانه نهاديم 335 ، 374 در خرقه چو آتش زدى اى عارف سالك * جهدى كن و سرحلقهء رندان جهان باش 374 در خرقه زن آتش كه خم ابروى ساقى * بر مىشكند گوشهء محراب امامت 374 در خلاف آمد عادت بطلب كام كه من * كسب جمعيّت از آن زلف پريشان كردم 110 در خلوص منت ار هست شكى تجربه كن * كس عيار از زر خالص نشناسد چو محك 277 در خم زلف تو آن خال سيه دانى چيست ؟ * نقطهء دوده كه در حلقهء جيم افتاده است 375 در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ * آه كز چاله برون آمد و در چاه افتاد 163 در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ * آه كز چاه برون آمد و در دام افتاد 61 ، 118 ، 375 در خيال اين همه لعبت به هوس مىبازم * بو كه صاحب‌نظرى نام تماشا ببرد 93 در دام سر زلفش مانديم همه حيران * وز جام مى لعلش گشتيم همه سرمست 265 در دل كند او طاى طهارت مرقوم * يعنى كه بپرداخت دل از تفرقه رب 175 در دل ندهم ره پس از اين مهر بتان را * مهر لب او بر در اين خانه نهاديم 220 درد ما را نيست درمان در جهان * درد ما را روى او درمان بود 133 دردم از يار است و درمان نيز هم * دل فداى او شد و جان نيز هم 133 دردم نهفته به ز طبيبان مدّعى * باشد كه از خزانهء غيبم دوا كنند 133 در دور لبت كام دو عالم حاصل * اين رمز مگر فهم كند طبع سليم 212 در دير مغان آمد يارم قدحى در دست * مست از مى و مىخواران از نرگس مستش مست 129