تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
خوش‌تر آن باشد كه سرّ دلبران * گفته آيد در حديث ديگران 23 خون پياله خور كه حلال است خون او * در كار عيش كوش كه كارى است كردنى 276 خون دلم به چاه ذقن ريختى نخست * اكنون به مشك و عنبرش انباشتى چه سود 104 خون دل من بريخت چشمت * پس گفت نهفته دار اين راز 111 خيال روى تو در هر طريق همره ماست * نسيم موى تو پيوند جان آگه ماست 230 دادم به سرشك ، صفحهء ديده جلا * كز جلوهء دوست نفع عامى رسدم 16 دارد چو به لطف تو دلم چشم * مىدار تو هم به حال او گوش 208 دارم عجب ز نقش خيالش كه چون نرفت * از ديده‌ام كه دم به دمش كار شست‌وشوست 342 دامن‌كشان همىشد در شرب زر كشيده * صد ماهرو ز رشكش جيب قصب درديه 166 ، 229 دامنى گر چاك شد در عالم رندى چه باك * جامه‌اى در نيك‌نامى نيز مىبايد دريد 322 دانى كه دغل از چو تو يارى به چه ماند ؟ * در عين تموزى بجهد برق زمستان 166 دايم گل اين بستان شاداب نمىماند * درياب ضعيفان را در وقت توانايى 358 در آغوش دو عالم غنچهء زخمى نمىگنجد * هجوم آورده بر دل‌ها ز بس تاراج مژگانش 354 در احسن تقويم تو اى حورسرشت * بر صفحهء شمسى آن دو " لا " مت كه نوشت 205 در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد 34 در ازل رفتم به سير كعبه ديّارى نبود * آمدم در دير راهب بود و بيكارى نبود 129 در ازل هركو به فيض دولت ارزانى بود * تا ابد جام مرادش همدم جانى بود 49 در اندرون من خسته‌دل ندانم كيست * كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست 130 در اين خرقه بسى آلودگى هست * خوشا وقت قباى مِىفروشان 66 در اين راه انبيا چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند 249 در بحر فتاده‌ام چو ماهى * تا يار مرا به شست گيرد 90 در بن هر موى صد بت بيش مىبينم عيان * در ميان اين همه بت عزم ايمان چون كنم 230 در بيابانى كه صعلوكان راه * در ركاب آرند پاى آن جايگاه 78 ، 291 در پاى فراق تو شوم كشته * چون وصل تو دسترس نمىآيد 286 در پس آينه طوطىصفتم داشته‌اند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم 48 در تن خويش از براى قوت او * مغزى از هر استخوانى مىكنم 222 در جلوهء دلبرى چو رخساره گشود * بنمود رخ از كنگرهء " شين " شهود 329