حديث مدرسه و خانقه مگوى كه باز * فتاد در سر حافظ هواى ميخانه 225
حرف قرآن را بدان كه ظاهر است * زير ظاهر باطنى بس قاهر است 159
حُسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت * آرى به اتفاق جهان مىتوان گرفت 170 ، 223
حُسنت شده در معنى و صورت كامل * روى تو مگر آينهء صنع خداست 8
حُسن روى تو به يك جلوه كه در آيينه كرد * اين همه نقش در آيينهء اوهام افتاد 60 ، 170
حُسن مهرويان مجلس گرچه دل مىبرد و دين * بحث ما در لطف طبع و خوبى اخلاق بود 170
حضور اندر حضور آنجا ، نهان اطوار در اطوار * ظهور اندر ظهور آنجا ، عيان اسرار كتمانى 173
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند * و ان يكاد بخوانيد و در فراز كنيد 174
حضور مجلس انس است و دوستان جمعند * و ان يكاد بخوانيد و در فراز كنيد 229
حضورى گر همىخواهى ازو غايب مشو يكدم * متى ما تلق من تهوى دع الدنيا و امهلها 168
حق جان جهان است جهان جمله بدن * املاك و لطايفند حواسِّ اين تن 104
حكايت لب شيرين كلام فرهاد است * شكنج طرّهء ليلى مقام مجنون است 206
حنيفى شو ز هر قيد مذاهب * در آ در دير دين مانند راهب 315
حوران خلد را به پشيزى نمىخريم * ما از صفات حسن تو رمزى شنيدهايم 314
حيف بود مردن بىعاشقى * تا نفسى دارى و نفسى بكوش 242
خار ار چه جان بكاهد گل عذر آن بخواهد * سهل است تلخى مى در جنب ذوق مستى 386
خال چو عودش كه جگرسوز بود * غاليهساى صدف روز بود 280
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق * دريادلى بجوى دليرى سرآمدى 386
خامى و سادهدلى شيوهء جانبازان نيست * خبرى از بر آن دلبر عيّار بيار 281
خانهء خود را شناسد خود دعا * تو به نام هركه خواهى كن ثنا 363
خانهء معشوقم و معشوق نى * عشق بر نقد است بر صندوق نى 369
خانهء نفس است خلد پرهوس * خانهء دل مقعد صدق است و بس 136
خدا چو صورت ابروى دلگشاى تو بست * گشاد كار من اندر كرشمههاى تو بست 127
خدا را كم نشين با خرقهپوشان * رخ از رندان بىسامان مپوشان 246
خدا زان خرقه بيزار است صد بار * كه صد بت باشدش در آستينى 374
خداوندا به حق هشت و چارت * ز ما بگذر شتر ديدى نديدى 342
خداوندان دل دانند دل چيست * چه داند قدر دل هر بىروانى 134
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٥٣