تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
چو يار بر سر صلح است و عذر مىخواهد * توان گذشت ز جور رقيب در همه حال 292 چه خوش بىمهربانى هر دو سر بى * كه يك سر مهربانى دردسر بى 222 چه خيال است كه ديوانهء شيدا نشويم * بوى مُشكيم محال است كه رسوا نشويم 322 چه سبك روح كه در جانش اثر كرد سماع * جانش از عالم تن عالم ديگر گيرد 249 چه طرف‌ها كه نبستم ز رهنمايى دل * دليل رهزن من مست خواب و راه خطير 326 چه گويمت كه به ميخانه دوش مست و خراب * سروش عالم غيبم چه مژده‌ها دادست 214 چه گويم جان جانان را * خوش است اين تن خوش است اين جان 17 چه لطيف است قبا بر تن چون سرو روانت * آه اگر چون كمرم دست رسيدى به ميانت 232 چه مىگويم كه هست اين نكته باريك * شب روشن ميان روز تاريك 315 ، 341 چه نقش‌ها كه برانگيختيم و سود نداشت * فسون ما بر او گشته است افسانه 61 چيست احسان را مكافات اى پسر * لطف و احسان و ثواب معتبر 51 حاصل آنكه هركه او طالب بود * جان مطلوبش به دو راغب بود 213 حافظ آراسته كن بزم و بگو واعظ را * كه ببين مجلسم و ترك سر منبر گير 229 حافظ آن ساعت كه اين نظم پريشان مىنوشت * طاير فكرش به دام اشتياق افتاده بود 59 حافظ افتادگى از دست مده زانكه حسود * عرض و مال و دل و دين در سر مغرورى كرد 67 حافظ سرود مجلس ما ذكر خير توست * بشتاب هان كه اسب و قبا مىفرستمت 384 حال خونين‌دلان كه گويد باز * وز فلك خون خم كه جويد باز 50 حال ما در فرقت جانان و ابرام رقيب * جمله مىداند خداى حال‌گردان غم مخور 50 حاليا مصلحت وقت در آن مىبينم * كه كشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم 315 حبّ دنيا ذوق ايمانت برد * آرزوى و آز تو جانت برد 168 حجاب چهرهء جان مىشود غبار تنم * خوشا دمى كه از اين چهره پرده برفكنم 171 حجاب ديدهء ادراك شد شعاع جمال * بيا و خرگه خورشيد را منوّر كن 171 حج زيارت كردن خانه بود * حج ربّ البيت مردانه بود 172 حدّ زيبايى ندارند اين خداوندان حسن * اى دريغا گر بخوردندى غم غمخوار خويش 401 حديث از مطرب و مى گو و راز دهر كمتر جو * كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را 324 حديث عشق كه از حرف و صوت مستغنى است * به نالهء دف و نى در خروش و ولوله بود 131 حديث قدسى اين معنى بيان كرد * فبى يسمع و بى يبصر عيان كرد 65