تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
بيرون جهيم سرخوش و از بزم صوفيان * غارت كنيم باده و شاهد به بر كشيم 90 بيرون دويد يار ز خلوتگه شهود * خود را به شكل جمله جهان هم به خود نمود 76 بيرون ز لب تو ساقيا نيست * در دور كسى كه كام دارد 90 بيكارى و توكّل دور است از مروّت * بر دوش خلق مفكن زنهار بار خود را 98 بىهمه زهد مسلّم مىخرند * هيچ بر درگاه او هم مىخرند 157 پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود 78 پاى پيش و پاى پس در راه دين * مىنهد با صد تردّد بىيقين 97 پدرم روضهء رضوان به دو گندم بفروخت * ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم 98 پرده از چهره زمانى دور كن * كآفتابى را به گل اندوده‌اى 92 پرده از رخ برفكندى يك نظر در جلوه‌گاه * وز حيا حور و پرى را در حجاب انداختى 92 پردهء مطربم از دست برون خواهد برد * آه گر زانكه در اين پرده نباشد بارم 92 پروازكنان دلم به دامت مايل * زان شد كه در آن حريم قربت برسد 301 پروانهء راحت بده اى شمع كه امشب * از آتش دل پيش تو چون شمع گدازم 331 پريشانم چو زلفت حالم اين است * بگفتم موبه‌مو احوالم اين است 35 پس آنان كه در وجد مستغرقند * شب و روز در عين حفظ حقند 152 پسرا مى مغانه بده ار حريف مايى * كه نماند بيش ما را سَر زهد و پارسايى 164 پس زانو منشين و غم بيهوده مخور * كه ز غم خوردن تو رزق نگردد كم‌وبيش 246 پشم بگزينى شتر نبود تو را * گر بود اشتر چه قيمت پشم را 342 پشمينه‌پوش تندخو از عشق نشنيدست بو * از مستىاش رمزى بگو تا ترك هشيارى كند 323 پياله بر كفنم بند تا سحرگه حشر * به مى ز دل ببرم هول روز رستاخيز 84 پياله گير كه عمر عزيز بىبدل است 74 * پيام داد كه خواهم نشست با رندان بشد به رندى و دردى كشيم نام و نشد 89 * پيامى آورد از يار و در پىاش جامى به شادى رخ آن يار مهربان گيرد 89 * پى بدين رمز هركسى نبرد نبرد ره به قاف غير عقاب 323 * پيچيده شده سه‌تار زلفت برهم بر روى تو هر پنج شده شكل هلال 99 * پير بايد راه را تنها مرو وز سر عميا در اين دريا مرو 74 * پير پيمانه‌كش من كه روانش خوش باد گفت پرهيز كن از صحبت پيمان‌شكنان 86
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 445 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى