بر در ميخانهء عشق اى ملك تسبيحگوى * كاندر آنجا طينت آدم مخمّر مىكنند 181
بر در يار هر سحر مست خراب مىروم * جام طرب كشيدهام زان به شتاب مىروم 226
بر دولت حُسن تو شده زلف تو " دال " * دالى است برو چار عناصر جوّال 123
برزخ آمد مثال و ملك آثار * گشت ناسوت جامع نشآت 11
بر سر آنم كه گر ز دست برآيد * دست به كارى زنم كه غصّه سرآيد 131
بر سر تربت ما چون گذرى همّت خواه * كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود 166
بر سر خشم است هنوز آن حريف * يا سخنى مىرود اندر صفا 298
بر سر كوى عاشقى شاه و گدا يكى بود * پادشهى كند كسى كوست گداى چون تويى 201
بر سر ميدان رسوايى عشق * عالمى را همچو شيدايى ببين 322
بر صفحهء جان كشيده نقاش ازل * بر شكل الف سايهاى از قد نگار 31
بر طرب حمل مكن سرخى رويم كه چو جام * خون دل عكس برون مىدهد از رخسارم 320
برق عشق ار خرمن پشمينهپوشى سوخت سوخت * جور شاه كامران گر بر گدايى رفت رفت 87
برق غيرت چو چنين مىجهد از مكمن غيب * تو بفرما كه من سوخته خرمن چه كنم 87
برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دلافگار چه كرد 75
بر من از صد هزار عزّت بيش * آنكه باشم ذليل و خوار تو من 383
بر من اى دلبند جان نتوان نهاد * سور در ديوانگان نتوان نهاد 134
بر من تمام گشت نبوّت كه خاتمم * وز من كمال يافت ولايت كه سرورم 150
برنهاده بر بَرِ چون سيم و سوسن داشتم * لب نهاده بر لب چون شير و شكّر داشتم 89
برنيايد به كف و موى تو نايد به كفم * اينچنين بخت كه من دارم و آن خو كه تو راست 215
برو اين دام بر مرغ دگر نِه * كه عنقا را بلند است آشيانه 273
برو تو خانهء دل را فروروب * مهيّا كن مقام و جاى محبوب 365
برو ناصح مده پندم كه با كس نيست پيوندم * كه جز پير مغان نبود درين ره راهبر ما را 315
بر ياد تو بر زبان من حرف نداست * با حرف نداى تو به گوشم به صداست 183
بساط سبزه لگدكوب شد به پاى نشاط * ز بس كه عارف و عامى به رقص برجستند 278
بسان سرمه سيه كرده روز بر خوبان * دو چشم تو كه سياهند سُرمه ناكرده 102
بسا نفس خردمندان كه دربند هوا ماند * در آن صورت كه عشق آيد خردمندى كجا ماند 299
بس كه در منظر تو حيرانم * صورتت را صفت نمىدانم 299
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 441
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٤١