اى خنك چشمى كه آن گريان اوست * اى همايون دل كه آن بريان اوست 101
اى خواجه تو كدامى تو پخته يا كه خامى * سرمست نُقل و جامى يا شهسوار ميدان 233
اى دل ار عشرت امروز به فردا فكنى * مايهء نقد بقا را كه ضمان خواهد شد 275
اى دل اگر از چاه زنخدان به درآيى * هرجا كه روى زود پشيمان به درآيى 118
اى دل چو در خانهء خمّار گشودند * مى نوش كه از مى گره كار گشادند 372
اى دل مباش يكدم خالى ز عشق و مستى * وانگه برو كه رستى از نيستىّ و هستى 140
اى دل و جان عاشقان شيفتهء جمال تو * هوش و روان بيدلان سوختهء جلال تو 117
اى دل هرآنكه عشق نورزيد و وصل خواست * احرام طوف كعبهء دل بىوضو ببست 191
اى دليل دل گمگشته خدا را مددى * كه غريب ار نبرد پى به دلالت برود 397
اى ديده چو عزم كوى دلدار كنى * از اشك تو غسل نقش اغيار كنى 397
اى راهروان را خبر از كوى تو نه * ما بىخبر از عشق و خبر سوى تو نه 325
اى روى تو در صورت و معنى مرآت * پيدا و نهان جلوهگر از پرتو ذات 11
اى روى تو را زمان زمان جلوهگرى * پيدا به همان چه زو نهان بيشترى 6
اى روى تو عيد و روبهروى تو نماز * پرهيز ز جز تو روزه وين لفظ مجاز 314
اى ز غفلت غرقهء درياى آز * مىندانى كز چه مىمانى تو باز 37
اى زلف تو هر خمى كمندى * چشمت به كرشمه چشمبندى 375
اى زلف چليپاى تو غارتگر دينها * اى كرده گمان دهنت رفع يقينها 104
اى سرو بلندقامت دوست * وهوه كه شمايلت چه نيكوست 334
اى شمع كه ما را به سخن شيفته كردى * پروانهء خود را مكش از چربزبانى 157
اى صبا نكهتى از خاك ره يار بيار * ببر اندوه دل و مژدهء دلدار بيار 62
اى صبح مرا حديث آن مَه كن * وى باد مرا ز زلفش آگه كن 293
اى فغان از يار ناجنس اى فغان * همنشين نيك جوييد اى مَهان 285
اى كرده تجلّى رخت از چهرهء هر خوب * وى حسن و جمال همه خوبان به تو منسوب 347
اى كه در زنجير زلفت جاى چندين آشناست * خوش فتاد آن خال مشكين بر رخ رنگين غريب 377
اى كه ذكرت در دهانم كرده كار شكرى * بر زبانم نام تو چون قطره بر برگ ترى 381
اى گروه مؤمنان شادى كنيد * همچو سرو و سوسن آزادى كنيد 62
اى ماه سروقامت شكرانهء سلامت * از حال زيردستان مىپُرس گاهگاهى 307