تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
از مقامات تبدّل تا فنا * پايه‌پايه تا به درگاه خدا 76 از مقامات جلالش همه را رشك آيد * كه مقامش ز مقامات خود اعلا بيند 117 از وفاى حق تو بسته ديده‌اى * اذكروكم اذكروا نشنيده‌اى 144 از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود * زنهار از اين بيابان وين راه بىنهايت ، 97 325 استاد ازل چو نون ابروش كشيد * محراب نياز كرده زان اهل نظر 235 اسرار خرابات به‌جز مست نداند * هشيار چه داند كه در اين كوى چه راز است 138 اسلام به ذات خود ندارد عيبى * عيبى كه در اوست از مسلمانى ماست 65 اسم اعظم بكند كار خود اى دل خوش باش * كه به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود 53 اعيان و قوى جمله ظهورات الهى است * آن پردهء تقليد كه شد كهنه دريده است 76 افتادگى آموز اگر طالب فيضى * هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است 67 افسوس دل افسانهء عشق است و ليكن * باقى به جمالت كه فسون است و فسانه 39 افغان ز دست دوست كه بربود هرچه هست * تا نقد دل ز ساعد سيمين به ضرب دست 125 افلاك و عناصر و مواليد اعضا * توحيد همين است و دگرها همه فن 104 اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را * به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را 358 اگر به كلبهء احزان من رسى روزى * درون سينه درآيد سپاه نور و حضور 191 اگرت سلطنت فقر ببخشند اى دل * كمترين ملك تو از ماه بود تا ماهى 250 اگرچه باده‌پرستيم مست آن جاميم * اگرچه اشتر مستيم در قطار توييم 302 اگرچه روز فروشد ، صبوح فوت مكن * كه آفتاب برآيد ز جام ، باده بيار 83 اگرچه مُرغ زيرك بود حافظ در هوادارى * به تير غمزه صيدش كرد چشم آن كمان‌ابرو 111 اگرچه موى ميانت به چون منى نرسد * خوش است خاطرم از فكر اين خيال دقيق 231 اگر در كوى قلّاشى مرا يك‌بار بارستى * مرا بر دل در اين عالم همه دشوار خارستى 309 اگر روى و خطش بينى تو بىشك * بدانى وحدت و كثرت يكايك 366 اگر ز مردم هشيارى اى نصيحت‌گوى * سخن به خاك ميفكن چرا كه من مستم 260 اگر سالكى محرم راز گشت * نبندند بر وى در بازگشت 254 اگر شراب‌خورى جرعه‌اى فشان بر خاك * از آن گناه كه نفعى رسد به غير چه باك 120 اگر عاشقى خواهى آموختن * به مردن فرج يا بى از سوختن 289 اگر عنقا ز بىبرگى بميرد * شكار از چنگ گنجشكان نگيرد 272