اگر فقيه نصيحت كند كه عشق مباز * پيالهاى بدهش گو دماغ را تر كن 84
اگر لذّت ترك لذّت بدانى * دگر لذّت نفس لذّت نخوانى 216
اگر مراد تو اى دوست نامرادى ماست * مراد خويش دگرباره مىنخواهم خواست 243
امروز سماع است و مُدام است و سقايى * گردان شده بر جمع قدحهاى عطايى 227
اميد وصل تو جانم به رقص مىآورد * چو باد صبح كه در گردش آورد ريحان 321
اميدها به لبش داشتم ندانستم * كه اين قدح به چشيدن تمام مىگردد 311
اندر اين دير كهنهء دنيا * مىپرستى چو من نشد پيدا 124
اندر اين ره آن بود فرزانهاى * كو ندارد ريش خود را شانهاى 284
اندر قمارخانهء رندان پاكباز * در باز هرچه هست نمازى و بىنماز 74
اندرين خمخانه صافى از پى دُرد است و ما * درد پر خورديم اكنون صاف مىبايد مزيد 378
اندوه دلم چو جام رنگين ببرد * اين بادهء صاف هم دل و دين ببرد 73
او به فغان آمده است زين همه تعجيل من * اى عجب و ما به جان زين همه تأخير او 285
اى آينهء جمال شاهى كه تويى * وى نسخهء نامهء الهى كه تويى 38
اى از جمال روى تو تابنده آفتاب * اى آفتاب روى تو را بنده آفتاب 103
اى از فروغ روى تو " و الشمس " آيتى " * و اللّيل " از درازى زلفت كنايتى 205
اى اهل صبوح در چه كاريد * شب مىگذَرد روا مداريد 295
اى باد فداى تو همه جان و تن من * كز بيخ بكندى ز دل من حَزَن من 172
اى برده دلم را تو بدين شكل و شمايل * پرواى كست نيست جهانى به تو مايل 335
اى بلبل خوشنوا فغان كن * عيد است نواى عاشقان كن 275
اى بىخبر بكوش كه صاحبخبر شوى * تا راهرو نباشى كى راهبر شوى 325
اى پرتو جمال تو مرآت كائنات * وى جنبش صفات تو از مقتضاى ذات 292
اى تو نارسته از اين فانى رباط * تو چه دانى صحو و سكر و انبساط 297
اى تير غمت را دل عشّاق نشانه * خلقى به تو مشغول و تو غايب ز ميانه 346
اى جان همه عالم ريحان همه عالم * سلطان همه عالم مولاى تو اولىتر 321
اى چنگ پردههاى سپاهانم آرزوست * وى ناى نالهء خوش سوزانم آرزوست 115
اى خدا ما را ببخشاى آن مقام * كاندرو بىحرف مىرويد كلام 125
اى خم زلف تو سراسر بلا * هر دو لبت نيز بلا بر بلا 366
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٣٦