تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
اگر فقيه نصيحت كند كه عشق مباز * پياله‌اى بدهش گو دماغ را تر كن 84 اگر لذّت ترك لذّت بدانى * دگر لذّت نفس لذّت نخوانى 216 اگر مراد تو اى دوست نامرادى ماست * مراد خويش دگرباره مىنخواهم خواست 243 امروز سماع است و مُدام است و سقايى * گردان شده بر جمع قدح‌هاى عطايى 227 اميد وصل تو جانم به رقص مىآورد * چو باد صبح كه در گردش آورد ريحان 321 اميدها به لبش داشتم ندانستم * كه اين قدح به چشيدن تمام مىگردد 311 اندر اين دير كهنهء دنيا * مىپرستى چو من نشد پيدا 124 اندر اين ره آن بود فرزانه‌اى * كو ندارد ريش خود را شانه‌اى 284 اندر قمارخانهء رندان پاك‌باز * در باز هرچه هست نمازى و بىنماز 74 اندرين خمخانه صافى از پى دُرد است و ما * درد پر خورديم اكنون صاف مىبايد مزيد 378 اندوه دلم چو جام رنگين ببرد * اين بادهء صاف هم دل و دين ببرد 73 او به فغان آمده است زين همه تعجيل من * اى عجب و ما به جان زين همه تأخير او 285 اى آينهء جمال شاهى كه تويى * وى نسخهء نامهء الهى كه تويى 38 اى از جمال روى تو تابنده آفتاب * اى آفتاب روى تو را بنده آفتاب 103 اى از فروغ روى تو " و الشمس " آيتى " * و اللّيل " از درازى زلفت كنايتى 205 اى اهل صبوح در چه كاريد * شب مىگذَرد روا مداريد 295 اى باد فداى تو همه جان و تن من * كز بيخ بكندى ز دل من حَزَن من 172 اى برده دلم را تو بدين شكل و شمايل * پرواى كست نيست جهانى به تو مايل 335 اى بلبل خوش‌نوا فغان كن * عيد است نواى عاشقان كن 275 اى بىخبر بكوش كه صاحب‌خبر شوى * تا راهرو نباشى كى راهبر شوى 325 اى پرتو جمال تو مرآت كائنات * وى جنبش صفات تو از مقتضاى ذات 292 اى تو نارسته از اين فانى رباط * تو چه دانى صحو و سكر و انبساط 297 اى تير غمت را دل عشّاق نشانه * خلقى به تو مشغول و تو غايب ز ميانه 346 اى جان همه عالم ريحان همه عالم * سلطان همه عالم مولاى تو اولىتر 321 اى چنگ پرده‌هاى سپاهانم آرزوست * وى ناى نالهء خوش سوزانم آرزوست 115 اى خدا ما را ببخشاى آن مقام * كاندرو بىحرف مىرويد كلام 125 اى خم زلف تو سراسر بلا * هر دو لبت نيز بلا بر بلا 366