تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
آمد افسوس‌كنان مغ‌بچهء باده‌فروش * گفت بيدار شو اى رهرو خواب‌آلوده 69 آمد خط سياه به لالايى رُخت * وين نيز منصبى است كه لالاش عنبر است 376 آن احد نى كه عقل داند و وهم * و آن صمد نى كه حس شناسد و فهم 46 آنان كه محيط فضل و آداب شدند * در جمع كمال شمع اصحاب شدند 338 آن ترك پرىچهره كه دوش از بر ما رفت * آيا چه خطا ديد كه از راه خطا رفت 325 آنجا كه كار صومعه را جلوه مىدهند * ناقوس دير راهب و نام صليب هست 326 آنچه او ريخت به پيمانهء ما نوشيديم * اگر از خمر بهشت است و گر از بادهء مست 367 آنچه با معنى است خود پيدا شود * و آنچه بىمعنى است خود رسوا شود 322 آنچه در غيبتت اى دوست به من مىگذرد * نتوانم كه حكايت كنم الّا به حضور 400 آنچه نپسندى به خود اى شيخ دين * چون پسندى با برادر اى امين 56 آن دل كه دروست سرّ اخلاص نهان * حق سرّ نهان خود درو كرده عيان 18 آن سيه‌چرده كه شيرينى عالم با اوست * چشم ميگون لب خندان رخ خرّم با اوست 320 آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است * يا رب اين تأثير دولت از كدامين كوكب است 331 آن غين رقمى بود كه حسنش پيداست * و افزونى حسن او رسيده به هزار 395 آن‌كس كه به دست جام دارد * سلطانى جم مدام دارد 264 آن‌كس كه مرا كُشت به جور و ستمى چند * كاش از پى تابوت من آيد قدمى چند 103 آنكه پامال جفا كرد چو خاك را هم * خاك مىبوسم و عذر قدمش مىخواهم 116 آنكه عمرى شد كه تا بيمارم از سوداى او * گو نگاهى كن كه پيش چشم شهلا ميرمت 113 آنكه يابد بوى رحمن از يمن * چون نيابد بوى باطل را ز من 56 آن لام دو زلفت شام قدر است و برات * زين شام رغايبى نبينى به بهشت 205 آواز چنگ و مطرب خوش‌نغمه‌گو مباش * ما را حديث دلبر خوش‌خوى خوش‌تر است 242 آوخ آوخ طبيب خونريزى * بر سر زارزار بيمارى 166 آه اگر از جاى خاص آيد پديد * مرد را حالى خلاص آيد پديد 38 آهنگ ناز و كين مكن تاراج عقل و دين مكن * بهر خدا آيين مكن آزار ياران بيش از اين 190 آيينهء روى توست عالم * عكس رخ تو درو هويداست 60 ابر آذارى برآمد باد نوروزى وزيد * وجه مى مىخواهم و مطرب كه مىگويد رسيد 61 ابروانت شد شب معراج من * قاب‌قوسينم شده زان شب عيان 103