قبول حق . و اقسام خرقه پنج است : خرقهء توبه ، خرقهء ارادت ، خرقهء تبرّك ، خرقهء نصرت و . . . ( هروى ، تفسير حدائق الحقائق ، ص 182 ) .
خرقه بر دو نوع است : خرقهء ارادت و خرقهء تبرّك . خرقهء ارادت آن است كه چون شيخ به نفوذ نور بصيرت و حسن فراست در باطن احوال مريد نگرد و در او آثار حسن سابقت تفرّس كند ، و صدق ارادت او در طلب حق مشاهدت نمايد ، وى را خرقه پوشاند تا مبشّر او گردد به حسن عنايت الهى در حق او و ديدهء دلش به استنشاق نسيم هدايت ربّانى كه خرقه متحمّل آن بود ، روشن گردد . همچنانك ديدهء يعقوب از نسيم قميص يوسف بينا گشت . و اما خرقهء تبرّك آن است كه كسى بر سبيل حسن الظنّ و نيّت تبرّك به خرقهء مشايخ ، آن را طلب دارد و اينچنين طالب به شرائط اهل ارادت و انسلاخ از ارادت خود با ارادت شيخ مطالب نبود . و بعضى بر اين دو ، خرقهء ولايت زياده كردهاند ( عزّ الدين كاشانى ، مصباح الهداية ، ص 198 ) .
بار دگر پير ما رخت به خمّار برد * خرقه بر آتش بسوخت دست به زنّار برد
( عطار )
خرقه بگير و مى بده باده بيار و خم ببر * بىخبر است و غافل از لذّت عيش بىهُشان
( سعدى )
خدا زان خرقه بيزار است صد بار * كه صد بت باشدش در آستينى
( حافظ )
در خرقه ازين بيش منافق نتوان بود * بنياد ازين شيوهء رندانه نهاديم
( حافظ )
در خرقه چو آتش زدى اى عارف سالك * جهدى كن و سر حلقهء رندان جهان باش
( حافظ )
در خرقه زن آتش كه خم ابروى ساقى * بر مىشكند گوشهء محراب امامت
( حافظ )
( [ 14 ] ) . حافظ
( [ 15 ] ) . لذّت انس است به حق ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ضميمهء 353 ) .
معضلات ، يعنى دشوارى و مشكلات اسرار الهى را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 103 ) .
مفصّلات مشكلات الهى ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 10 ضميمه ) .