نه عاشق است كسى كز ملامت انديشد * كه هركه مِى طلبد صبر بر خمار كند
( قاآنى )
ياران صبوحىام كجايند * تا دردسر خمار گويم
( سعدى )
( [ 12 ] ) . حافظ . نسخهء مصحّح قزوينى - غنى : كو كريمى كه ز بزم طربش . . . .
( [ 13 ] ) . ترك تدبير و اجتهاد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 10 ضميمه ) .
خرقه عبارت از سلامت است . خرقهء تصوّف لباسى است كه مريد از دست قطب خود كه در ارادت او وارد شده است ، مىپوشد و با دست او توبه مىكند . به دلايل و امورى اين عمل صورت مىگيرد ؛ از جهتى به لباس مراد ملبّس مىشود تا باطنش را به صفات او بيارايد ، همانطور كه ظاهرش را به لباس پوشانده است و آن لباس تقوا است ظاهرا و باطنا . و از طرفى به بركت قطب كه با دست مباركش او را لباس پوشانيده است ، نايل گردد و به آن چيزى كه بر شيخ در هنگام لباس پوشانيدن دست مىدهد ، آگاه شود حالى كه شيخ با بينش نافذ كه منوّر به نور قدس است ، مىبيند كه مريد در رفع حجابهاى مانع و تصفيهء استعدادش به او نيازمند است . و چون به حال كسى كه با دستش توبه كرد ، با نور حق را مىيابد كه آنچه را كه او احتياج دارد ، پس نزول آن را از خدا مىخواهد تا قلبش بدان متّصف شود . پس ، از باطنش به باطن مريد سرايت مىدهد .
و از آن جمله است : پيوند يافتن ميان او و شيخ . پس اتّصال قلبى و محبّت هميشه بين آن دو باقى مىماند و ياد مىكند او را هميشه و از طريقه و سيرت و اخلاقش پيروى مىكند تا به مرتبهء مردان برسد ، زيرا او پدر حقيقى است . چنانكه حضرت فرمايد : " پدران سه گونهاند ؛ پدرى كه تو را بزايد ، پدرى كه تو را ياد دهد ، و پدرى كه تو را بپرورد " ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 328 و ضميمهء 354 ) .
صلاحيّت و سلامتى صورت ظاهرى را گويند . ايضا خودنمايى و تعيّن نفسانى را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 102 ) .
صلاحيّت و سلامت صورت ظاهر و باطن را گويند و علاقهء صورت را نيز گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 566 ) .
خرقه موجب خودنمايى و تعيّن است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 582 ) .
معنى خرقه ظلّ ولايت است و الباس او علامت قبول شيخ ؛ و قبول شيخ ، علامت