تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
( [ 9 ] ) . شبسترى ( [ 10 ] ) . بسيار خمرخوار يا خمرفروش را گويند و اينجا مراد از خمّار ، خمرفروشى است كه شراب نيستى مىدهد و نقد هستى را مىستاند كه آن مرشد كامل است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 103 ) . رند بسيار خمرخوار يا خمرفروش كه شراب نيستى مىدهد و نقد هستى اين كس را مىستاند ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 534 ) . در اصطلاح صوفيه پير يا مرشد باشد ( تهانوى ، كشّاف ، ذيل اصطلاح خمّار ) .
ترسم كه مست و عاشق و بيدل شود چو ما * گر محتسب به خانهء خمّار بگذرد
( سعدى )
ما كلبهء زهد برگرفتيم * سجّاده كه مىبرد به خمّار
( سعدى )
تا كى از صومعه خمّار كجاست * خرقه بفكندم زنّار كجاست
( عطار )
اى دل چو در خانهء خمّار گشودند * مى نوش كه از مى گره كار گشادند
( عراقى ) ( [ 11 ] ) . رجعت از مقام وصول به قهر ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 10 ضميمه ) . رجعت را گويند از مقام وصول به طريق انقطاع ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 103 ) . رجعت را گويند از مقام وصول به قهر نه به طريق انقطاع ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، 564 ) . خمار عبارت از احتجاب محبوب است به حجب عزّت و ظاهر شدن پرده‌هاى كثرت بر روى وحدت و اين مقام تلوين است ؛ يعنى احتجاب سالك از احكام حال بلند به ظهور آثار احوال پست ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 452 ) .
هركه را در دل خمار عشق برنايى بود * كار او در عاشقى زارى و رسوايى بود
( سنايى )
شرابى بىخُمارم بخش يا رب * كه با وى هيچ دردسر نباشد
( حافظ )