تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
هويدا و آشكار شدن را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 82 ) . آنچه از انوار غيوب بر دل‌ها آشكار شود . غيوب در اين تعريف به اعتبار تعدّد موارد تجلّى به صورت جمع آمده است . هريك از اسماى الهى به حسب حيطه و وجوه خود ، تجليّات گوناگون دارند . امّهات غيوب كه تجلّيات از نهان آن‌ها ظاهر مىشود ، هفت گونه است : 1 - غيب حق و حقايق آن . 2 - غيب خفاى منفصل از غيب مطلق با تميز اخفى در بارگاه او ادنى . 3 - غيب سرّ منفصل از غيب الهى با تميز خفى در بارگاه قاب قوسين . 4 - غيب روح كه همان حضرت سرّ وجودى منفصل با تميز اخفى و خفى در تابع امرى است . 5 - غيب قلب كه محلّ پيوند روح و نفس و نيز محلّ استيلاى سرّ وجودى و محلّ جلا يافتن در احديّت جمع كمال است . 6 - غيب نفس كه همان انس مناظره است . 7 - غيب لطائف بدنى كه مطارح انظار آن براى كشف آنچه از جمع و تفصيل شايستهء اوست ( جرجانى ، تعريفات ، ص 34 ) . مراد از تجلّى ، انكشاف شمس حقيقت حق است تعالى و تقدّس از غيوم صفات بشرى به غيبت آن و مراد از استتار ، احتجاب نور حقيقت به ظهور صفات بشرى و تراكم ظلمات آن ( عزّ الدين كاشانى ، مصباح الهداية ، ص 129 ) .
يار بىپرده از در و ديوار * در تجلّى است يا اولى الابصار
( هاتف )
بىخود از شعشعهء پرتو ذاتم كردند * باده از جام تجلّى صفاتم دادند
( حافظ )
با تجلّى جلالش محو گردد كائنات * با نهيب باد صرصر تا به كى دارد نفير
( عراقى )
تجلّى كن كه تا سرمست گردند * كند اجزاى عالم مست شورى
( مولوى ) ( [ 19 ] ) . تجلّى صورى به آثار تعلّق دارد ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 82 ) . تجلّى آثارى آن است كه به صور جسمانيّات كه عالم شهادت است ، از بسايط علوى و سفلى و مركّبات به هر صورت كه حضرت حق را بيند و در حين رؤيت جزم داند كه حضرت حق است ، آن را تجلّى آثارى مىخوانند و از جميع تجليّات آثارى ، تجلّى
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 355 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى