آن معاصى ننمايد با وجود قدرت . و حقيقت توبه آن است كه سالك راه از هرچه مانع وصول اوست به محبوب حقيقى ، از مراتب دنيا و عقبا اعراض نموده ، روى توجّه به جانب حق آرد و جميع موانع صورى و معنوى را
" فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ "
گردانيده ، مطلقا نظر بر غير حق نيندازد . و مراتب توبه چهار است : اول بازگشتن است از كفر و آن توبهء كفّار است . دوم بازگشتن از مناهى مثل فسق و فجور و مخالفات شرعيّه و آن توبهء فسّاق است . سيم بازگشتن است از اخلاق ذميمه و اوصاف قبيحه و اين توبهء ابرار است . چهارم بازگشتن از غير حق و اين توبهء كاملا انبيا و اوليا - عليهم السّلام - است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 218 و 219 ) .
توبه رجوع از مخالفت حكم حق است به موافقت ؛ و مادام كه مكلّف حقيقت گناه را نشناسد و نداند كه فعلى كه ازو صادر مىشود ، مخالف حكم خداست ، رجوع دربارهء او درست نيست ( كاشانى ، شرح منازل السائرين ، ص 21 ) .
معنى توبه رجوع از گناه باشد ؛ و اول ببايد دانست كه گناه چه باشد تا از او رجوع كند .
و بايد دانند كه گردش افعال بندگان بر پنج قسم باشد : اول فعلى كه ببايد كرد و نشايد كه نكند . ديم فعلى كه نبايد كرد و نشايد كه كند . سيم فعلى كه كردن آن از ناكردن بهتر باشد .
چهارم فعلى كه كردن و ناكردن او يكسان بود . و گناه نكردن فعلى بود كه از قسم اول باشد ، و كردن ، فعلى كه از قسم ديم باشد . و از آن همه عاقلان را توبه واجب باشد . پس توبه سه نوع است : توبهء عام ، همهء بندگان را ؛ و توبهء خاص ، معصومان را ؛ و توبهء اخص ، اهل سلوك را ( خواجه نصير الدين طوسى ، اوصاف الاشراف ، ص 71 ) .
در تعاريف توبه گفتهاند : 1 - توبهء نصوح اين است كه بر عمل توّاب ، اثرى از گناه - چه در پنهان و چه در آشكار - باقى نماند . 2 - آن است كه توّاب را وارث رستگارى دنيا و آخرت كند . 3 - اعراض و پشيمانى و باز ايستادن از گناه است . 4 - توبه سه معنى دارد :
الف - پشيمانى ، ب - عزم بر ترك گناه و بازگشت به آنچه خداوند نهى كرده است ، ج - سعى در جبران ستمهايى كه بر ديگران روا داشته است ( جرجانى ، تعريفات ، ص 47 ) .
عاشقى خواهى و پس توبه كنى * توبه و عشق به هم نايد راست
روزكى چند بود نوبت گل * روزه و توبه همه روزه بهجاست
( سنايى )
گر تو پرىچهره نپوشى نقاب * توبهء صوفى به زيان مىبرى
( سعدى )