تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
شفتين و حلقوم در امتداد انفاس انسانى كه مظهر امتداد نفس رحمانى است ، اوضاع مختلفه متعبّر شود ؛ چرا كه اولا به " الف " ابتدا يافته بود ، لاجرم از اقصى حلق كه مخرج " الف " است تا منتهاى مخارج كه شفتين است تغييرات در تعبيرات ناشى گردد و به آن اعتبارات ، اعيان حرفى به اطوار مختلف متحقّق شود . و بر همين قياس و مرتبه ارقام كتابى و حروف كنايى ، اگرچه درين تعبيرات كه مثلا به واسطهء اوضاع حركات فلكى حادث گردد و آنچه حدوث آن را در لفظ و رقم اعتبار كرده شود ، اوضاع نامحصور و هيئت غير معدود متصوّر است . فامّا رسوم حركت فلك اعظم وجود كه داير بر مركز نقطهء وحدت است ، در عالم ارقام جهت مادّهء لفظ و كلام به عدد منازل قمر كه آخرين اجرام سماوى است و وجودات عالم تركيب به روش حركات او منوط است ، رقم بيست و هشت حرف اعتبار نموده و هريكى را بر وضعى مناسب تشكيل نموده‌اند و در لفظ و رقم هم نسبت‌هاى مختلف اعتبار كرده‌اند تا از تركيبات آن حروف به يكديگر هم ، تعيّنات كلامى حادث شده و آن اوضاع حروف و كلمات را نهايتى نيست ؛ چرا كه كلمات الهى كه اين ارقام و اصوات مشعر به آن است ، در حيطهء حصر و عدّ نيايد و در تعبير و تحرير نگنجد . اطوار سبعه : مطلب اول در بيان عوالم خمس و مراتب ستّ و اطوار سبعه است . لمؤلفه :
تا روى تو در ديدهء دل جلوه‌نماست * معنى همه صورت شده آنجا پيداست حُسنت شده در معنى و صورت كامل * روى تو مگر آينهء صنع خداست
چون مطلق معنى ذات احديّت از غيب هويّت ذاتيّه خواهان سيران و دوران بر محيط افلاك وجود گشت ، و آن داعيه باعث بر حركات سماوات صورى و معنوى شد و هر ذرّه از ذرّات عالم امكان به حركت ذاتى خود متوجّه كمال وجودى خود شدند ؛ لاجرم در ذات احديّت به مثابه نقطه معنى بسيطى از وحدت ذاتى پديد آمد و آن معنى ، وحدت مجلاى ذاتى گشت و آن مرتبهء ذات را به حقيقت محمديّه و آدم معنى نمودند تعبير ؛ و آن تعيّن اول وجود است كه حضرت رسالت - صلوات اللّه عليه - فرمود كه " اول ما خلق اللّه نورى " [ 15 ] و حكما از آن تعبير به عقل اول كرده‌اند . بيت :
ز هستى نور او شد اولين خيز * كه صادق بود صبح اولش نيز
[ 16 ] چون از اين معنى ، دوران افلاك وجود بر حول دايرهء شهود متحقّق شد و آن نقطهء