تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
ذاتيّه گويند . پس ذات احديّت را چون به اعتبار تعيّن اول به نقطهء وحدت معبّر گشت ، اكنون آن نقطه ، اصل جامعيّت شئون و مجمع قابليّت ظهور و بطون است و به ضرورت ، آن مبدأ را اشتمال بر كمالات ذاتيّه و انطواء بر صفات وجوديّه ازلا و ابدا لازم باشد ؛ چرا كه مبدئيّت اكوان و منبعيّت صفت وجوب و امكان ، بىشمول بر صفات ذاتيّه محال است . اما درين مقام ، نقطه را اشتمالى است اجمالى و مبدئيت او حروف بسيطه را بر وجهى است كلّى . از آنكه حقايق معانى در هياكل حروف در مرتبهء نقطه به حسب قوّت قريبه به فعل بلكه بالفعل البتّه مندرج است . چنانچه حقيقت اثمار اشجار در هيئت حيات و نوات مندمج است . فامّا ميان حقايق كونيّه و حروف عاليهء بسيطه كه عبارت از مظاهر صفات ذاتيّه است ، درين مرتبه به اعتبار شمول نقطه مطلقا امتياز منظور نيست ؛ چرا كه معانى و حقايق حروف در مرتبهء نقطه به صور متمايزه منوّر متعيّن نشده و مشخص به تعيّنات تباين نگشته ، بلكه درين مقام ، جميع صور عين معانىاند و تمام معانى عين صورت است . بيت :
از صفاى مى و لطافت شام * درهم آميخت رنگ جام و مدام [ 5 ]
ديگر بدانك ؛ چون نقطهء وحدت به صورت تفاصيل اسما و صفات حرفيّه تعيّن‌پذير گردد ، يعنى ذات احديّت به صفات سبعهء ذاتيّه ، اولا جهت تحقّق اعيان كائنات بعد از تعيّن اول كه مرتبهء نقطه بود ، به صور مختلف به تعيّن ثانى جلوه‌گرى نمايد ؛ اكنون صور حرفى از نقطهء وحدت كه به وجه فردانيّت متعيّن شده بود متمايز كردند . اما اين تميز اعتبارى باشد ؛ چرا كه ميان ذات و صفات درين موطن ، تعدّد و تمايز حقيقى نمىتواند بود . فامّا به اين اعتبار ، تميزها ميان حقايق اعيان ، مقتضى اعتبار نسب و اضافات لايتناهى است از آنكه اعتبارات ذات در مجالى صفات ذاتيّه قابل حصر و عد نيست . همچنان جلوه‌گرى ذات نقطه در مجلاى حروف بسيطهء مذكوره من الازل الى الابد باقى است و شئونات الهيّه لايزال متجدّد و متنوّع كه :
" كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ "
[ 6 ] و " لا يشغله شأن عن شأن " [ 7 ] . اين موطن را به اصطلاح اهل توحيد از حيثيّت ظهور و حضور ، حضرت علم گويند و عالم غيب نامند : " لا يعزب عن علمه مثقال ذرّة " [ 8 ] . برين قانون ، تصويرى كه در مبدأ وجود مذكور شد ، به حسب همين اصطلاح صوفيه ، استمرار فيض وجودى و امتداد نفس رحمانى را كه از ذات احديّت الى غير النهاية بر اعيان كائنات پيوسته و در مرتبهء نقطه تعيّنى يافته بود و ازآنجا بر مراتب اعيان حروف بسيطه كه عبارت از صور علميّه و