تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
حالت تقدّس او از جميع نسب و اضافات است حتى قيد اطلاق ، و به اين اعتبار ذات را احد و فرد نامند . و يكى ديگر اعتبار تلبّس اوست به جامعيّت صفات ذاتيّه اجمالا كه به اين اعتبار به مقام الوهيّت معبّر گردد و به واسطهء اين اعتبار ، ذات احديّت را واحد گويند ؛ چرا كه چنانچه حضرت الوهيّت احد بالذّات است ، واحد بالصّفات است . و فى ما بين اين دو اعتبار حدّى مشترك باشد كه به وحدت معبّر است و آن كنايت از هويّت غيب است و آن حدّ مشترك ، واسطه و برزخى است ميان حالت اولى كه تقدّس ذات بود و حالت ديگر كه تلبّس ذات است به صفات ذاتيّه و اين وحدت را مجازا نقطه نامند . هرآينه نقطه را به اعتبار اول كه تفرّد و تجرّد اوست از لحوق جميع اضافات ، و نسب وجودى او را به لفظ جوهر هبا و عماى مطلق و مثل آن تعبير كنند ؛ و به اعتبار ثانى مبدأ خطوط و ارقام است در صحيفهء وجود و منتهاى امتدادات اقطار است در دايرهء هستى و نمود و مركز فلك و احديّت و تعيّن اول است جهت تحقّق حقايق و ارقام . و حروف كونيّه و دوران جميع افلاك كلّى و جزئى وجود ، برين نقطه است و چنانچه در عالم رقم ، مبدأ حروف " الف " است كه آن امتداد نفس رحمانى است ، همچنان مبدأ آن " الف " ، نقطه است . بلكه الف ، نقاط متوالى است كه به اعتبار تكثّر وحدات در نقطه آن را " الف " گويند . و از آن‌گونه ، امتداد وجودى اجمالى را چون در اقطار فلك وجود توهّم كنند ، خطّ مستقيم " قطر " باشد و چون در لوح ارقام ملاحظه نمايند ، " الف خطّى مكتوبى " گويند و چون در ابعاد جسمانى اعتبار كنند ، " اول امتدادات " و " طولش " نام نهند و از امتزاج و تركيب اين امتداد ، ساير حروف و امتدادات جسمانى پديد آيد . مصرع :
يك نقطه الف گشت و الف جمله حروف [ 14 ]
و اين اعتبارات در اصوات و مخارج هم جارى تواند شد و لهذا چون حركات بسيطه و مركّبه در ادوار افلاك وجود از مبدأ خط مستقيم مذكور بنياد شود ، بر آن خط از اتّصال خطوط مرسومه به حركات دورى البتّه در آن امتداد الفى ، انحنا و انعطافى حادث شود ؛ بر شكل مستقيم " الف " اشكال مختلفه عارض آيد . فامّا اول آن حادث بر هيئت " با " بايد كه هويدا گردد ؛ چرا كه چون اول امتداد " الف " طوبى بود ، فقط به اختلاف حركت دورى چون بنياد اتصال امتداد ديگر مبدأ " الف " اعتبار نموده شود هيئت " با " ظاهر بايد باشد و آن تركّب و امتداد مختلف ، موجب تعدّدى در هيئت امتدادى شود تا در هر تشكّل به اسمى موسوم گردد . و همچنين در مخارج نفس انسانى به ملابسه و مجاورت لسان و
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 7 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى