تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
( [ 28 ] ) . انسانيّت را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 576 ) .
پشم بگزينى شتر نبود تو را * گر بود اشتر چه قيمت پشم را
( مولوى )
زير چادر مرد رسوا و عيان * سخت پيدا چون شتر بر نردبان
( مولوى )
از آن روزى كه ما را آفريدى * به غير از معصيت چيزى نديدى خداوندا به حق هشت و چارت * ز ما بگذر شتر ديدى نديدى
( بابا طاهر ) ( [ 29 ] ) . شرّوشور ، برداشتن خودىها را گويند كه از تقصيرات در وجود سالك آمده باشد و صفاى حضور عاشق و معشوق . و مراد از شرّوشور ، مشغله و آشوب عاشقان است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 126 ) . عدم سازگارى چيزى با طبع ( جرجانى ، تعريفات ، ص 93 ) .
ز دل‌ها مردمان را خير باشد * مرا بارى ز دل باشد همه شر
( فرّخى )
كار يزدان صلح و نيكويى و خير * كار ديوان جنگ و زشتى و شر است
( ناصر خسرو ) ( [ 30 ] ) . برداشتن خرده‌ها را گويند كه از تقصير در وجود آمده باشد و صفاى حضور عاشق و معشوق را ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 577 ) . سه چيز را ميراث گذاشتيم : رفت و روى ، شست‌وشوى ، گفت‌وگوى ( عطّار ، تذكرة الاولياء ، ج 2 ، ص 335 ) .
دارم عجب ز نقش خيالش كه چون نرفت * از ديده‌ام كه دم‌به‌دمش كار شست‌وشوست
( حافظ )
شُست‌وشويى كن و آن‌گاه به ميخانه درآى * تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
( حافظ )
گر عاشقى ز گرد علايق غمين مباش * كان لعل آبدار دهد شست‌وشوى دل
( صائب ) ( [ 31 ] ) . شكر آن است كه نعمت را آينهء منعم سازند و كفر آنكه از نعمت به منعم