حرف التاء
از تاب تب معاصىام سخت نحيف * هر روزه تبم دهد به ضعفم تضعيف
ديدم ز خواص تاى توبه حرفى * كان تب شود از صورت تابش تخفيف
نكته : حرف تا كنايت از معدود و تكثّر تعيّنات است كه در آن كثرات ، تمام روحانيّات و ماديّات از بسايط و مركبّات همگى مأخوذ بود . لهذا اين حرف در اسماى حسنى ظهور نكرد و " توّاب " در ضمن اسم " منتقم " از آنكه هويّت حق - جلّ شأنه - تقاضاى توحيد مىنمايد ، اما در ذات به صفت احديّت و در صفات به نعت واحديّت . و در حرف تا چون هميشه تكثّر و تعدّد معتبر است ، هرآينه منافى تفرّد و توحّد الهى باشد .
و سرّ ظهور تا در اسم " منتقم " و " توّاب " آنكه ، چون كبرياى احديّت و عزّت و جلال صمديّت ، چنان تقاضا مىنمايد كه كثرات غيريّت در سطوت غيرت ، هالك گردند و سرّ خفىّ
" كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ "
[ 1 ] آشكار گردد ، لاجرم در اسم " منتقم " اشعارى به منتقم منه به حرف تا اتّفاق افتاده كه معلوم شود كه مقهور صفت انتقام كدام است . و لهذا در حاق وسط لفظ " منتقم " حرف تا مدرج است كه اشارت بود به استهلاك كثرت . در ضمن آن ، بعضى اعيان اين طايفه تا را اشارت به توبه داشتهاند ؛ يعنى تجريد نفس از فكر ما سوى و انديشهء اغيار . و درين معنى هم ايمايى به كثرات و اغيار لازم افتاده ، اما به اعتبار نفى و اعدام . از آنكه در اعدام ملكات ، اعتبار ملكات لازم مىنمايد .
تندرستى [ 2 ] : استقامت دل و قواى روحانى را گويند در توجّه به عالم معنى . بيت « 1 » :
هامش
( 1 ) . ب : شعر