اعتبار كردهاند و آن مفهوم را به اطلاق هم تقييد ننمودهاند ، و صوفيه گاهى اين معنى را به وحدت صرف و ذات بحت هم تعبير كنند . بيت :
لاهوت محض وحدت صرف است و ذات بحت * محو است در حريم هويّت تعيّنات
و گاه باشد كه اين الفاظ و يا مرادف آن را به اعتبار ملاحظهء ذات با نوعى از اعتبارات و نحوى از اضافات ، استعمال نمايند و مراد در آن وقت ، ذات باشد به عنوان هرچه با او اعتبار كرده شده ؛ چنانچه وجود مطلق گويند و معنى اطلاق در آن استعمال قيد وجود گردد و مراد هم ذات حق باشد با اعتبار تقدّس و ملاحظهء نزه او از جميع صفات ايجابى و سلبى ، و بر همين قياس معنى مطلق و عشق خالص و امثال آن .
و گاهى دگر از همين الفاظ معيّنه ذات واجب الوجود خواهند ، اما به عنوان اتّصاف او به كمالات وجودى . اما آن اتّصاف به حسب علم و اعتبار عقل باشد ؛ قطع نظر از اعتبار نفس الامرى . و اين مرتبهء ظهور اسم و وصف است و ذات واجب را به آن عنوان ، " اللّه " گويند ؛ يعنى ذات مستجمع جميع صفات كمالى و نعوت ذاتى . و لهذا گفتهاند كه " اللّه " اسم بوده و ثانيا نقل ذات حق با تمام صفات ذاتيّه نموده به علميّت استعمال كردهاند .
بنابراين مقدمات ، اكنون رابطه و مابهالاشتراكى ميان اعتبار اول كه ملاحظهء ذات صرف بود به شرط سقوط اعتبارات از اتّصاف او به جملگى صفات مطلقا ، و اعتبار ثانى كه اتّصاف آن ذات است به صفات ايجابى يا سلبى ، البته ناگزير و لا بد است تا ذات به آن اعتبار ما به الاشتراك ، هم قابل وصف بطون باشد [ از حيثيّت اسقاط اعتبارات ، و هم قابل ظهور باشد به عنوان اتّصاف به نعوت ] [ 4 ] كمالات . و آن رابطه غير جهت وحدت ذات فردانيّت حقيقيّه نتواند بود ؛ چرا كه هرچه موجب اثنينيت باشد ، در اين مقام مرفوع شده .
پس وحديّت ذاتيّه اعتبارى باشد جامع ، ميان ذات بحت و حقايق اسما و صفات ذاتيّه .
هرآينه ذات را آن عنوان وحدت ، تعيّنى اول خواهد بود و منشأ اتّصاف ذات به اسما و صفات ذاتيّه خواهد نمود و از اين وحدت ، اين طايفه به نقطه تعبير نمايند ؛ از آنكه نقطه را فردانيّتى در ذات خود است ، اما به اعتبار ديگر مبدأ تعيّنات حرفى است . پس دو جهت را جامع آمد و اين نشاء جامعه را درين فن به احديّة الجمع و حقيقت محمديّه و آدم معنى و علّت غائى تعبير نمايند . بيت :
عارف كه متّصف به صفات كمال شد * حقّا كه اوست علّت غايى ممكنات
و ذات را درين مرتبه به اعتبار فردانيّت ، به " هو " اشارت كنند و اين حالت را هويّت