تعليقات حرف شين
( [ 1 ] ) . نسخهء متن : ابصار مشاهدان ديده نظارگيان
( [ 2 ] ) . انزعاج را گويند در طلب معشوق بعد از يافت او و باز در زمان فقدان . به شرط آنكه اگر بيابد معشوق را ، آن انزعاج ساكن شود ، ليكن عشق همچنان ثابت باقى باشد و از دوام يافت نقصان نپذيرد ، بلكه زياده شود در عشق ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 555 ) .
انزعاج و بىآرامى دل را گويند در طلب معشوق بعد از وجد و فقد ؛ اگرچه انزعاج به شرطى باشد كه اگر بيابد معشوق را ، انزعاج ساكن شد ، و ليكن شوق عاشق همچنان باقى باشد و از دوام يافتن معشوق ، شوق عاشق نقصان نپذيرد بلكه زيادتى شود در عشق عاشق . و شوق به فتح ، كشيدن باطن است در حالت وصال ، سوى دوام وصال بلكه زياده بر آن ، زيرا كه شوق ثمرهء ذوق محبّت است . پس هركه را دوستى با حق بيشتر شود ، شوق او به ديدار دوست زيادهتر . و اهل شوق را لذّت عين جز به مشاهدهء جمال ، متصوّر نيست ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 127 ) .
ميل قلب به ديدار محبوب ( جرجانى ، تعريفات ، ص 95 ) .
مراد از شوق ، همان داعيهء لقاى محبوب است در باطن محب . و وجود آن ، لازم صدق محبّت است . و شوق به حسب انقسام محبّت ، منقسم شود به دو قسم : شوق محبّان صفات به ادراك لطف و رحمت و احسان محبوب ؛ و شوق محبّان ذات به لقا و وصال و قرب محبوب . و اين شوق از غايت عزّت چون كبريت احمر قليل الوجود است ( عزّ الدين كاشانى ، مصباح الهداية ، ص 411 ) .