صحابهء رسول مثل ريحانند كه بوى خوش ايشان به اطراف و اكناف پراكنده شده و نيز ريحان ، برگ كشتزار را گويند و صحابهء حضرت رسول را نيز حق - سبحانه و تعالى - به كشتزار مثل زده . و ريحان ، اهل روح ؛ خط سبز روى را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، صص 113 و 233 ) .
اميد وصل تو جانم به رقص مىآورد * چو باد صبح كه در گردش آورد ريحان
( سعدى )
اى جان همه عالم ريحان همه عالم * سلطان همه عالم مولاى تو اولىتر
( خاقانى )
همچو عيسى گل و ريحان ز نفس بَردهمت * گرچه نزد گل و ريحان شدنم نگذارند
( خاقانى )
( [ 14 ] ) . سورهء واقعه ، آيات 88 و 89 : و اما اگر [ او ] از مقرّبان باشد ، [ در ] آسايش و راحت و بهشت پرنعمت [ خواهد بود ] .
( [ 15 ] ) . امساك و قطع التفات را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 565 ) .
قطع و امساك التفات را گويند به غير از حق ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 113 ) .
روزهء جوانمردان طريقت به زبان اهل معرفت بشنو و ثمرهء سرانجام آن بدانچنانكه .
بازدارى ، ايشان دل را به روزه درآرند و از جملهء مخلوقات بازدارند . تو از بامداد تا شبانگاه روزهدارى ، ايشان از اول عمر تا به آخر عمر روزه دارند ( خواجه عبد اللّه انصارى ، كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 494 ) .
بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد * هلال عيد به دور قدح اشارت كرد
( حافظ )
ثواب روزه و حج قبول آن كس برد * كه خاك ميكدهء عشق را زيارت كرد
( حافظ )
باز آ كه در فراق تو چشم اميدوار * چون گوش روزهدار بر اللّه اكبر است
( سعدى )
( [ 16 ] ) . قطع نظر است از انواع اعمال در طاعات ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 564 ؛ پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ص 113 ؛ دارابى ، لطيفهء غيبى ، 3 ضميمه ) .