طبقات ، ص 325 ؛ شيخ روزبهان بقلى شيرازى ، شرح شطحيات ، صص 6 ، 21 ، 45 ، 59 ) .
ربوبيّت نزد صوفيه اسم است مرتبهء مقتضيهء نامهايى را كه موجودات طالب آن مىباشند ؛ ازاينرو در تحت اسم رب ، اين نامها نيز مندرج باشند ، مانند عليم ، سميع ، بصير ، قيّوم ، ملك و مانند آن ؛ چه عليم ، معلومى را اقتضا كند و مريد ، مرادى را طالب باشد و قادر ، مقدورى را خواهد . اسمايى كه در تحت اسم رب مندرج است ، اسماى مشتركى است كه مفاهيم آن بين خدا و خلق مشترك باشد ، مانند عليم كه مىگويى ، يعلم نفسه و خلقه ، و همچنين اسماى مختص به خلق مانند قادر كه مىگويى ، خلق الموجودات و نگويى خلق نفسه ، و اين اسماى مختص به خلق را اسماى فعليّه نامند . فرق بين اسم ملك و رب آن است كه ملك اسمى است مر مرتبهء را كه تحت آن ، اسماى فعليّه قرار يافته و رب اسمى است مرتبهء را كه تحت آن ، اسماى مختص و مشترك قرار دارد . فرق بين اللّه و رب آن است كه اللّه اسمى است مرتبهء ذاتيّهء جامعهء حقايق موجودات را از عالم بالا تا عالم زيرين ، ازاينرو رحمان تحت حيطهء اسم اللّه و رب تحت حيطهء اسم رحمان و ملك تحت حيطهء اسم رب قرار يافته ، پس ربوبيّت ، مقام عرش را كه فوقيّت است دارد ؛ يعنى مظهرى است كه ظاهر شده است در او و به او ، رحمان به سوى موجودات ( تهانوى ، كشّاف ، ذيل اصطلاح ربوبيت ) .
هرچه بيند دل و طبع از صنعش * به ربوبيّت او راهبر است
( ابو الفضل رونى )
( [ 8 ] ) . برآورندهء برآورندگان به اعتبار اسم اعظم و تعيّن اول كه منشأ همهء اسما و پايان پايانهاست ، او را حق نامند كه همهء خواستهها به دو متوجّه است كه شامل همهء مطالب نسبى است ؛ و اشاره بدين معنى است قول خداى كه گويد : " سرانجام به سوى پروردگار توست . " چه وى مظهر تعيّن اول است . پس ربوبيّتى كه به او اختصاص دارد ، همين ربوبيّت عظما است ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 308 ) .
رب " ديگر " باشد و رب الارباب ديگر . و هركه به وجه خداى خود رسيد و به ذات خود نرسيد ، بتپرست است و همه روز با خلق عالم به جنگ است و همه روز در اعراض و انكار است . و هركه از وجه بگذشت ، به ذات خداى رسيد ، از بتپرستى خلاصى يافت و به يكبار با خلق صلح كرد و از اعراض و انكار آزاد شد . و اين علامت نيك است . و آنكه بر وجه رسيد ، اگرچه خداى مىپرستد ، اما مشرك است و آنكه به