( [ 20 ] ) . جهان كه عالم اشباح مراد است و جان كه عالم ارواح است ، درو يعنى در بحر ذات به اعتبار محبّت ظهور كه معبّر به " مى " مىگردد ، شكل حباب است ؛ يعنى نقش و صورت حبابى و شكل خيالى دارند و در حقيقت غير دريا هيچ نيست و كثرات حبابى ، نمود بىبودند . حباب اين بحر هستى ، قباب و پردهء اولياى حق گشته است ، چه اولياء اللّه در قباب حباب تعيّن انسانى مستور و مخفىاند و به غير حق كما ينبغى ايشان را نمىشناسد ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 515 ) .
گنبد و هر بناى گرد برآورده و مقصود هيئت مدوّر و گنبدگونهء خيمههاست ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء قباب ) .
در قباب حق شدند آن دم همه * در كدامين روضه رفتند آن رمه
( مولوى )
چو بيت المقدّس درون پرقباب * رها كرده ديوار و بيرون خراب
( سعدى )
( [ 21 ] ) . در زير شادروان عزّت ، طايفهاى هستند كه خدا از باب بزرگداشتشان آنان را از چشم خلايق پنهان كرده است .
( [ 22 ] ) . شبسترى