تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
من آن قلّاش و رند بينوايم * كه رندان مغان را پيشوايم
( عراقى )
اگر در كوى قلّاشى مرا يك بار بارستى * مرا بر دل در اين عالم همه دشوار خارستى
( سنايى )
سرّ قلّاشان ندانى راه قلّاشان مرو * ديدهء بينا ندارى راه درويشان مبين
( سنايى )
ساقى بيار جامى وز خلوتم برون كش * تا دربه‌در بگردم قلّاش و لاابالى
( حافظ ) ( [ 10 ] ) . سعدى ( [ 11 ] ) . قاب قوسين مقام قرب اسمايى است به اعتبار تقابل ميان اسماى الهى كه آن را دايرهء وجود نامند ، مانند آفريدن ، بازگرداندن ، نزول و عروج و فاعل و قابل كه با حق با بقاى جدا گشتن و دوئيّت كه از آن ، اتّصال تعبير مىشود ، متّحد شده است و مقامى بالاتر از آن جز مقام
" أَوْ أَدْنى "
وجود ندارد ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 300 ) . عالم صفات را قاب قوسين نامند . مقام قاب قوسين ، مقام واحديّت و الوهيّت است و محيط قوسين وجوب و امكان است و مقام محمّدى است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 114 و 138 ) . خداوند در سورهء نجم از آن به او ادنى تعبير فرموده و براى رفع تميز و دوگانگى اعتبارى است . در آن مقام ، فناى محض و طمس كلّى براى همهء رسوم انجام مىگيرد ( جرجانى ، تعريفات ، ص 128 ) . اهل تفسير از اهلّه و استدلال ، معنى قاب قوسين را ابرو كرده‌اند كه به اندازه و خانهء ما بين دستهء كمان مناسبت دارد ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 263 ) . قاب اشاره به دايرهء وجوب و امكان ، و قوسين اشاره به اين دو دايره است . چون سالك قدم از هستى بيرون نهد و فانى شود ، در وجود حق منطوى مىگردد و دايرهء امكان ، قرب يافت به دايرهء وجوب و وجوب و امكان يكى مىشود ( شاه نعمت الله ولى ، اصطلاحات ، ص 58 ) .
با تو قرب قاب قوسين آنگه افتد عشق را * كز صفات خود به بعد المشرقين مانى جدا
( خاقانى )