( خاقانى )
( [ 9 ] ) . شبسترى
( [ 10 ] ) . قبول اعمال و عبادات را گويند و وسايط قربت را ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 557 ) .
آشتى و قبول اعمال و عبادات را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 131 ) .
مسالمت پس از نزاع ( جرجانى ، تعريفات ، ص 99 ) .
به جز با لب و چشم خوبان نبود * همه صلح و جنگى كه من داشتم
( خاقانى )
از در صلح آمدهاى يا خلاف * با قدم خوف روم يا رجا ؟
( سعدى )
يا كه نوبت صلح است و دوستى و عنايت * به شرط آنكه نگوييم از آنچه رفته حكايت
( سعدى )
( [ 11 ] ) . حافظ
( [ 12 ] ) . محادثه را گويد ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 564 ) .
به فتح ، در لغت خوردن شراب بامداد است و اينجا مراد از صبوحى محادثهء غلبات عشق را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 131 ) .
اى اهل صبوح در چه كاريد * شب مىگذَرد روا مداريد
( مولوى )
هنگام صبوح آمد اى همنفسان خيزيد * ياران موافق را از خواب برانگيزيد
( عطار )
در صبوح آن راح ريحانى بخواه * دانهء مرغان روحانى بخواه
( خاقانى )
ساقى قدحى كه نيممستيم * مخمور صبوحى الستيم
( عراقى )
( [ 13 ] ) . حافظ . نسخهء قزوينى - غنى : . . . . بگشايند .
( [ 14 ] ) . ترك شكايت از رنج و بدبختى نزد غير خدا . عبد هنگامى كه براى از ميان رفتن